کارگران
کودکان
زنان هنر
و ادبیات
لطیفه
تصاویر
کامپیوتر
سایت های دیگر
اخبار روز از پیک ایران
خلاصه اخبار رادیو فردا
خارجی
آرشیو
صفحه
نخست
______________________________________________________________
بیست و پنج سال از جنگ ایران و عراق می گذرد
لج ور:
www.lajvar.se
جمعه 1
مهر
1384
بیست و پنج سال پیش در چنین روزی با حمله ارتش عراق به خاک ایران، جنگ هشت ساله ایران و عراق شروع شد، جنگی که به مرگ دست کم یک میلیون نفر از طرفین و بی خانمانی میلیونها تن دیگر و خسارات عمده اقتصادی به ایران و عراق همراه بود.
جنگی که خانواده های بسیاری را داغ دار کرد. جنگی ابلهانه که آتش تنور آن با جان صد ها هزار کودک و جوان شعله ور شد. جنگی که خواب را بر میلیون ها مردم گرفتار در انبوه مشکلات، آشفته کرد.
به روشنی به یاد داریم مادرانی را که در غم
غیاب فرزندان خود شبانه با چشمانی اشک آلود و دلی شکسته سر به بالین می گذاشتند. که
این خواب هم با شنیدن آژیر خطر و فرود بمب ها، ناگهان به بیدار باش آغشته به وحشت و
ترس مبدل می شد.
به روشنی به یاد داریم سنگر های کودکان بسیجی را که به عشق کسب مکانی در بهشت (بهشتی که وعده آن از سوی حاکمیت ترور، شکنجه و قتل و کشتار به آنها داده شده بود) با فرود خمپاره و یا بمبی با خاک یکسان می شد.
به روشنی به یاد داریم اجساد سربازانی را (که غالبا از روی اجبار به جبهه اعزام شده بودند) که در اثر تک و یا پاتک سربازان عراقی در بیابان های سوزان مناطق جنوبی کشور رها شده بودند.
به روشنی به یاد داریم، انبوه آوارگانی که خانه و کاشانه خود را از دست دادند و در گوشه ای از کشور خود پناهنده شدند.
و من و تو به خوبی به یاد داریم که چگونه رهبر حکومت ظلم و ستم "جام زهر" را نوشید.
به یاد داشته باشیم که تمامی این مصایب نیز عینا بر سر مردم عراق نیز آمد. عراقی که بر آن رژیمی مستبد (همچون رژیم ایران) حکم رانی می کرد.
و به یاد داشته باشیم که چگونه کشور های
غربی و شرقی از این دریای خون، ماهی گرفتند، و می گیرند.
و به یاد داریم که صد ها هزار نیروی مسلح در دو سو، برخی به اجبار، برخی با فکری به غایت عقب مانده ناسیونالیستی، گروه اندکی با اعتقاد به "راه رشد غیر سرمایه داری" و گروهی دیگر به بهانه حفظ دین و کسب مکانی در بهشت، چنان جهنمی ایجاد کردند که "هنوز از چشم ها خونابه روان است".
و به خاطر بسپاریم که جنگ با هر دلیل و
بهانه ای و از سوی هر کس، نیرو، ایدئولوژی و حکومت، خانمانسوز و چیزی جز تباهی،
ویرانی و
بدبختی در بر ندارد.
و چنان که شاملوی عزیز گفت:
جخ امروز از مادر نزادهام...
جخ امروز
از مادر نزادهام
نه
عمر ِ جهان بر من گذشته است.
نزديکترين خاطرهام خاطرهی قرنهاست.
بارها به خون ِمان
کشيدند
به ياد آر،
و تنها دستآورد ِ کشتار
نانپارهی بيقاتق ِ سفرهی
بيبرکت ِ ما بود.
اعراب فريبام دادند
بُرج ِ موريانه را به دستان ِ پُرپينهی
خويش بر ايشان در گشودم،
مرا و همهگان را بر نطع ِ سياه نشاندند و
گردن
زدند.
نماز گزاردم و قتل ِ عام شدم
که رافضيام دانستند.
نماز گزاردم و قتل ِ عام شدم
که قِرمَطيام دانستند.
آنگاه قرار نهادند که ما و برادران ِمان يکديگررابکشيم و
اين
کوتاهترين طريق ِ وصول ِ به بهشت بود!
به ياد آر
که تنها دستآورد ِ کشتار
جُلپارهی بيقدر ِ
عورت ِ ما بود.
خوشبيني برادرت تُرکان را آواز داد
تو را و مرا گردن
زدند.
سفاهت ِ من چنگيزيان را آواز داد
تو را و همهگان را گردن زدند.
يوغ
ِ ورزاو بر گردن ِمان نهادند.
گاوآهن بر ما بستند
بر گُردهمان نشستند
و
گورستاني چندان بيمرز شيار کردند
که بازماندهگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچ ِ غريب را به ياد آر
از غُربتي به غُربت ِ ديگر،
تا جُستوجوی ايمان
تنها فضيلت ِ ما باشد.
به ياد آر:
تاريخ ِ ما بيقراری بود
نه باوری
نه
وطني.
□
نه،
جخ امروز
از مادر
نزادهام.
///////////////////////////////////////////
عکس ها برگرفته از:
از میان ریگ ها و الماس ها
http://www.zistan.persianblog.com