به سایت لج ور خوش آمدید

LAJVAR

 

کارگران    کودکان     زنان    هنر و ادبیات     لطیفه    تصاویر     کامپیوتر     سایت های دیگر

اخبار روز از پیک ایران     خلاصه اخبار رادیو فردا    خارجی     آرشیو      صفحه نخست

 ______________________________________________________________

قلم بردار

ويدا فرهودی

 

صدايی دور می آيد، از اعماق پريشاني

قلم فرياد می سازد و گويد" از چه گرياني"؟

 

سرافرازانه، سر، تنها ، خمانـَد بر سپيدی ها

سياهی های دوران را، دهد تا رنگ ِ عرياني

 

ترا گويـد که باليـدن، شکست خدعـه ی دشـمن

به دست خامه ی سرخ است،گرش با عشق بر خواني

 

بخوان در گوش بيدارش- صدايت ازچه می لرزد؟-

به عصيانش دو صد آرش، کنـد برترس ارزاني

 

بگو تا عشق برخيزد، شهامت را برانگيزد

که لبريز است از گفتن، سکوت تلخ زنداني

 

هراس اهرمن بنگر، چوکبکی کرده پنهان سر

درون خدعه ای ديگر، و اوهامی زمستاني

 

چه می ترسی از اين سرما که می بارد کنون بر ما

نه خاموشی است در آتش ، نه در ايمان ، پشيماني

 

از آن خـُلواره می دانم، زبانه می کشد شادي

وزين، آهنگ ِ آزادي،گـَرَش پيغام، بستاني

 

قلم از جوهر آتـش، شود تا انتـها سرکـش

سرودش را بيا، برخوان، زبانش را که می داني!

 

صدا فرياد خواهد شد،غمت بر باد خواهد شد

قلم بردار تا با او، رهايـی را بـيفشاني