کارگران
کودکان
زنان هنر
و ادبیات
لطیفه
تصاویر
کامپیوتر
سایت های دیگر
اخبار روز از پیک ایران
خلاصه اخبار رادیو فردا
خارجی
آرشیو
صفحه
نخست
______________________________________________________________
سلام گمشده
تمام شب را بيدار نشستم و با شعرهايت پله ــ پله
نردباني ساختم
از شب بالا رفتم و در بلندترين بام لاجوردي اش
از باغ ستاره ها برايت سلامي چيدم.
تا سحر واژه ــ واژه شعر شدي در صدايم و به انتظار تو دلم می طپید
اما نيامدي . . .!
دلم گرفت . . .
تنهايي بسترم آغوش گشود
خواب چشمهايم را ربود
و سلام طلائي ستاره پژمرد
در خستگي غربت دستهاي آبي ام.
× × ×
تمام روز را ميخوابم
تا دوباره شب بيايد
و آسمان را زير و رو کنم در پي يک سلام براي تو.!
سیامک غفاری- ونکوور
-----------------------
برگرفته از شهروند شماره 925 جمعه 10 مهر 1383
-----------------------
دیگر اشعار سیامک غفاری را در اینجا مشاهده کنید