کارگران
کودکان
زنان هنر
و ادبیات
لطیفه
تصاویر
کامپیوتر
سایت های دیگر
اخبار روز از پیک ایران
خلاصه اخبار رادیو فردا
خارجی
آرشیو
صفحه
نخست
______________________________________________________________
ما به تو نزدیکیم
ما نام داریم فیندو و نایندرا
ماریا، الفردو، فاطیما
تونگ و سارا
ما نامهای بسیاری داریم
ما کودکانیم
کودکانی مثل تو
ما دور از تو زندگی میکنیم
بین تو و ما راهی است طولانی
خیلی طولانی
که ما هرگز نمیتوانیم همدیگر را ملاقات کنیم
اما باوجود این ما خیلی به تو نزدیکیم
ما به تو نزدیکیم
وقتی تو با پاهایت
روی قالی نرمی راه میروی
گره گره آن را ما گره زدهایم
تا دیروقت شب
گرد و غبار پشم
مینشست در گلوهایمان محکم
به ندرت مزد میگرفتیم
در عوض به جایش کتک میخوردیم
ما به تو نزدیکیم
وقتی تو دستگاه ضبط صوتت را روشن میکنی
تکههای کوچک آن را
این شیء کوچک نفرین شده را
ما به هم وصل کرده ایم
زیر نور کم سو
تاآن حد کم سو که چشمانمان درد میگرفت
ما به تو نزدیکیم
وقتی که تو یک قوطی کنسرو را باز میکنی
قلع را برای قوطی
ما در حفرهای تاریک
از صخرهای کوبیده ایم
و روی دوشمان به روشنایی آوردیم
ما به تو نزدیکیم
وقتی تو تکهای گوشت میخوری
آن آرد سویا را
که با آن گاو تغدیه شده
در مزرعه ای رشد کرده است
که در آن ذرت و میوه برای ما
میتوانست ببار آید
ما به تو نزدیکیم
وقتی تو موزی میخوری
که پدرمان آن را چیده است
اما در عوض آن قدر مزد کمی دریافت کرده است
که برای زندگی کافی نیست
به این علت ما باید کمک کنیم
و نمیتوانیم به مدرسه برویم
ما به تو نزدیکیم
اغلب
بدون این که تو بدانی
وقتی یک آرزویت برآورده میشود
آرزوهای بسیاری برای تو فقط برآورده میشوند
زیرا که برای ما نمیتوانند برآورده شوند
ما به تو نزدیکیم
یولی 2006، فریده ثابتی
--------------------------------------------
*- منبع Brot für die Welt
اشتوتگارت، یونی 1998