|
|
______________________________________________________________
2009-06-27
خاک مرا به باد مده!
|
زین بیشتر بلند شود نامت عجین به گند شود بی حد زبان دراز شدی اسباب ریشخند شود درهم چو رشته بافته ای بر گردنت کمند شود کور است چشم باور تو حاشا دگر بلند شود خاک مرا به باد مده پابوس آبکند شود در خاک و خون مکش همه را گریان و سوگمند شود
زان رو که در مقام رضا خاطر مرا نژند شود یا قصد سنگسار کنی خاموش و بی گزند شود
|
سیمین بهبهانی
گر شعله های خشم وطن ترسم به روی سنگ لحد پر گوی و یاوه ساز شدی، ابرام ژاژخایی ی تو هرجا دروغ یافته ای ترسم که آنچه تافته ای باد غرور در سر تو، پیلی که اوفتد به زمین بر سر کله گشاد منه، ابر عبوس اوج - طلب بس کن خروش و همهمه را، کاری مکن که خلق خدا * نفرین من مباد تو را دشمن چو دردمند شود، خواهی گر آتشم بزنی کبریت و سنگ در کف تو
سیمین بهبهانی ۲۵ خرداد ۱٣٨٨ |