کارگران
کودکان
زنان هنر
و ادبیات
لطیفه
تصاویر
کامپیوتر
سایت های دیگر
کلیپ و صدا
مکانی برای احزاب
اخبار روز از پیک ایران
اخبار سایت بی
طرف
اخبار رادیو فردا
خارجی
آرشیو
صفحه نخست
______________________________________________________________
2007-08-23
دو شعر از میثاق بنی مهد
غزلیاد
رفتی ولی به روی فاصله دیوار می کشم
من جای نی به گوشه ی حزن تو گیتار می کشم
هر روز در خیال ، با تو همان کافه می روم
آنجا به یاد چشم تو سیگار می کشم
حالا نشسته ای ، موقر و گل ، کافه هشت و نیم
یک خنده بغض ، چرا نقش تو را تار می کشم
گهگاه جای تو ، به خودم زنگ می زنم
مخ می خورم به ناز ، مغز تو را کار می کشم
در ساعت دقیق ، صورت روشن ، بساط چت
با پی ام درشت، کمی ، منت دیدار می کشم
گرچه دگر به خانه ی من سر نمی زنی
مثل قدیم ، برای تنت ، نقشه ی بسیار می کشم
هر ظهر ، بعد یک، کفر تو ، تاخیر می کنم
با خنده ، یاد میبری ، ز چه انکار می کشم
با تو ، هنوز ، میان پارک هنر قنج می زنم
یک بحث داغ، علم ، هنر ، جار می کشم
گیرم به قول تو همه اش خواب تار بود
باشد به قول ، ببین ، چشم تو بیدار می کشم
میثاق بنی مهد . 20 مرداد 1386 خورشیدی
بر باد
چیزی شبیه حادثه در اوج مرده بود
یک قاب چوب عکس تو را مور خورده بود
بر تخت بوی آب تنت فوج می گرفت
عطری فصیح گنگی بو را فسرده بود
من مانده بودم و تو ، در جبال وهم
آن من تو را به کشتی نسیان سپرده بود
در مخچه، گاه پای خیالت دوام داشت
ماسیده بود، کم ، همه آنچه فشرده بود
یک ، دو ، عدد ، شبحی از خیال تو
یک شب مدام شماره ی قلبم شمرده بود
من بودم و یقین که ز باد آمدی به چنگ
شاید ز پیش یاد تو را باد برده بود
میثاق ، 16 مرداد 1386
------------------------------------------