کارگران
کودکان
زنان هنر
و ادبیات
لطیفه
تصاویر
کامپیوتر
سایت های دیگر
کلیپ و صدا
مکانی برای احزاب
اخبار روز از پیک ایران
اخبار سایت بی
طرف
اخبار رادیو فردا
خارجی
آرشیو
صفحه نخست
______________________________________________________________
2007-06-06
ارسال دو نامه از
سوی
نجیبه صالح زاده همسر محمود صالحی به سازمان پزشکان بدون مرز
و
تشکلات کارگری
و نهادهای
حقوق بشری
ایران – سقز
تاریخ: سوم ژوئن 2007 _ 13 خرداد 1386
سازمان پزشکان بدون مرز
آقا/خانم گرامی
من نجیبه صالح زاده، همسر محمود صالحی، فعال سرشناس کارگری هستم. قوه قضائیه ایران
شریک زندگیم را بطرزی غیرعادلانه و برخلاف تمام قوانین و عرف شناخته شده بین
المللی به زندان انداخته است. محمود به شدت مریض است. یکی از کلیههایش از کار
افتاده و دومی هم به سختی کار میکند. مسئولان زندان همسرم را از مداوا نزد پزشک
متخصص محروم کردهاند و به این ترتیب عملا جان وی به خطر افتاده است. من این نامه
را برای شما مینویسم تا شاید بتوانید در این مورد راه گشائی کنید.
محمود در اول ماه مه سال 2004 میلادی در حین عبور برای شرکت در مراسم روز جهانی
کارگر در شهر سقز، واقع در استان کردستان، دستگیر شد. او چند روز پیش از آن با هیئت
کنفدراسیون بین المللی اتحادیههای آزاد کارگری دیدار کرده و حقایقی در مورد شرایط
کار و معیشت طبقه کارگر ایران را برای اعضای هیئت باز گفته بود. مقامات قضائی و
اداره اطلاعات او و 6 فعال کارگر دیگری، که همراهش بازداشت شده بودند، ابتدا به
'تجمع غیرقانونی" و سپس به "فعالیت علیه امنیت ملی" متهم کردند. این یک پاپوش آشکار
بود. به این دلیل ما در داخل و فعالین سیاسی و کارگری در خارج كمپین عظیمی را علیه
آن راه انداختیم. پرونده محمود و 6 نفر همراهش سه سال تمام از این دادگاه به آن
دادگاه رفت و سرانجام از انبان قضات احکامی غیرعادلانه درآمد. در این میان همسرم به
یکسال زندان و سه سال حبس تعلیقی محکوم شد. اکنون همسرم به خاطر دفاع از منافع
کارگران ایران و دیدار با هیئت
ICFTU
در زندان است. اولا برخلاف قوانین مصوبه همین حکومت محمود را نه در شهر سقز که در
سنندج زندانی کردهاند تا از مراقبتهای خانواده و دوستدارانش دور باشد. البته شوهرم
یک فعال سراسری است و هم اکنون کمپینهای وسیع داخلی و خارجی زیادی برای آزادیش کار
میکند. اما من، بچههایم و خویشاوندان همسرم برای دیدار و مطلع بودن از حالش دچار
زحمت زیادی هستیم.
برای فراهم کردن یک فضای مناسب در زندان و معالجه کردن همسرم یک طیف وسیع از فعالین
حقوق بشری، کارگری و نیز خانوادهاش کار کرده و میکنیم، اما در برابر مقاومت مقامات
زندان قرار گرفتهایم. برای مثال من روز 5 شنبه 30 می در حالی که نامه پزشک متخصص
مبنی بر ضرورت معالجه فوری محمود را همراه داشتم به کاربدستان زندان مراجعه کردم.
آنها با درخواست پزشک مخالفت کردند. از آنها خواستم اجازه بدهند شوهرم را ببینم. با
اینهم مخالفت ورزیدند. به آنها یادآوری کردم که من کیلومترها راه آمدهام تا شوهر
به ناحق زندانی شدهام را ببینم. سرانجام بر اثر اصرارم اجازه دادند تلفنی با همسرم
صحبت کنم. محمود ضمن صحبت بمن گفت که در شرایط بسیار غیر مناسبی بسر میبرد. او گفت
مطلقا نمیتواند غذا بخورد و اگر احیانا چیزی هم بخورد استفراغ خواهد کرد. از نظر
پزشکان این علائم از کار افتادن تنها کلیه محمود است.
من از شما به عنوان پزشکان بی مرزی که همیشه در خدمت قربانیان و محروم نگه داشته
شدگان بودهاید تقاضا دارم حقوق محافظت از زندانیان مریض را به مقامات قضائی
یادآوری کنید و اگر برایتان ممکن است در صدد معالجه او برآئید. محمود فقط همسر دوست
داشتنی من و پدری مهربان برای بچههایمان نیست. او کسی است که فعالانه برای احقاق
حقوق ضایع شده کارگران ایران فعالیت کرده است. نباید اجازه داد او را در زندان زجر
کش نمایند.
ارادتمند
نجیبه صالح زاده
-----------------------------------------------------------
خطاب به تشکلات
کارگری و نهادهای
حقوق بشری
یکشنبه سوم
ژوئن 2007 _ 13 خرداد 1386
من این نامه را
می نویسم تا از کلیه زحمات شما در جهت آزاد کردن همسر عزیزم محمود صالحی از زندان
تشکر کنم. شاید مطلع شده باشید که وضع تندرستی محمود روز به روز وخیم تر میشود.
مقامات قضائی و اطلاعاتی ایران که میدانند یکی از کلیههای شوهرم از کار افتاده و
دیگری نیز به سختی کار میکند. آنها او را بطور کامل از هرگونه معالجه مناسب محروم
کردهاند. آنها عملا دارند او را زجر کش میکنند. آنها قصد دارند به این طریق اراده
استوار او در دفاع از حقوق حقه و ضایع شده کارگران ایران را در هم بشکنند. مقامات
قضائی از روز 9 آوریل 2007 که محمود دستگیر شده تا هم اکنون هر گونه اقدام من،
وکیلش و مردم آزاده و مدافع حقوق کارگری برای آزادی و معالجه او را ناکام
گذاشتهاند. آنها میخواهند به همه فعالین کارگری نشان دهند که فعالیت در جهت احقاق
حقوق کارگری و مبارزه علیه سرمایه دارن گران تمام میشود. آنها قصد دارند از مریضی
محمود برای فشار بر او استفاده کنند و به خیال خود محمود را از ادامه فعالیت برای
متشکل کردن کارگران باز دارند. آنها امیدوارند به این تریتب بقیه فعالین کارگری را
نیز دچار نومیدی سازند و آنها را از تلاش برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری باز
دارند. محمود مثل همیشه بر مواضع حق خواهانه خود استوار است. من ضمن ستایش از این
روحیه مبارزه جو ناچارم نگرانی خود از سلامتی رو به وخامت همسرم را با شما در میان
بگذارم. از نظر پزشکانی که من با آنها صحبت کرده ام تنها کلیه محمود در حال از کار
افتادن است. جان محمود در خطر است و برای رهائی او و فراهم ساختن امکان معالجهاش
به کوشش بسیاری نیاز هست. لطفا بر فشار خود بر مقامات قضائی و اجرائی ایران
بیفزائید.
ارادتمند شما
نجیبه صالح
زاده