به سایت لَج‌وَرخوش آمدید

LAJVAR

 

 

کارگران کودکان زنان هنر و ادبیات خارجی بهداشت و درمان لطیفه تصاویر کامپیوتر کلیپ و صدا سایت های دیگر خانه احزاب اخبار پیک ایران سایت بی طرف اخبار رادیو فردا آرشیو صفحه نخست
اسامی قربانیان کشتار  زندانیان سیاسی در سال 67

 ______________________________________________________________

2008-09-25

توضیحات غلامرضا غلامحسینی در رابطه با بازداشت و آزادی

 

غلامرضا غلامحسینی*

اولین‌بار هفتم اسفندماه 84 حین كار كردن بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شدم در آن تاریخ صدها نفر از كارگران شركت واحد نیز مثل من بازداشت و به زندان منتقل شده بودند.اكثرا نیز عضو سندیكای كارگران شركت واحد بودند كه تمامی افراد بازداشت شده پس از مدتی از زندان آزاد شدیم به ‌جز آقای منصور اسانلو كه هم‌اكنون نیز در زندان به سر می‌برند و ما بازداشت‌شدگان تماما به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده و تفهیم اتهام شدیم كه اكثر قریب‌ به اتفاق بازداشت‌شدگان در آن زمان از شعبه امنیت دادگاه انقلاب حكم منع تعقیب دریافت كرده و به سر كار خود مراجعه كردیم كه با عدم پذیرش از سوی كارفرما مواجه شدیم لذا به ادارات كار استان تهران جهت ارائه دادخواست برای رسیدگی به مشكل پیش آمده كه صرفا یك مشكل كارگری و كارفرمایی بود مراجعه كردیم. در تاریخ 24/2/1386 از هیات حل اختلاف اداره كار شمال‌غرب رای بازگشت به‌ كار دریافت نمودم كه پس از طی مراحل تشریفاتی به محل كار خود مراجعه كردم كه اداره حقوقی شركت واحد اعلام نمود كه ما كاری برای شما نمی‌توانیم انجام بدهیم شما باید از طریق حراست اقدام نمایید بنابراین ما به اداره حراست مراجعه نموده كه از سوی كارمندان آن اداره خواهان سپردن تعهدی از سوی ما به سازمان اتوبوسرانی به طرفیت اداره حراست شدند كه متن آن تعهدنامه متنی است كاملا غیرقانونی كه در آن قید شده است كه اگر بعد از این به هر دلیل قید شده غیرقانونی در این متن از كار بیكار شدم حق هیچ‌گونه اعتراض و شكایتی در این خصوص نمی‌توانم داشته باشم با توجه به غیر قانونی بودن این تعهد كه سرنویس آن نیز تعهد حسن خدمت هیچ‌گونه آرم یا نوشته‌ای كه بتوان فهمید این تعهد را كدام مقام مسوول از شما می‌خواهد چون كه از ارائه برگه‌ای از تعهدنامه‌ای را به متعهد نمی‌دهند و من از امضای این تعهدنامه خودداری نمودم و اعلام كردم من به تمامی موارد قانون كار متعهد می‌شوم كه برخلاف قانون كار كشور جمهوری اسلامی ایران عملی انجام نداده و هر حقوقی را كه قانونگذار در چارچوب قانون كار برای عموم كارگران كشور در نظر گرفته است را نیز خواستارم كه از پذیرش من خودداری نمودند و به‌ناچار رای صادره را در مجتمع قضایی شهید باهنر به اجرا گذاشتم در این زمان طی شده كه قریب به یك‌سال و اندی شده بود از طریق هیات نظارت و حفظ حقوق شهروندی تهران به ریاست آقای سیدعلیرضا آوانی پیگیری‌هایی جهت استیفای حقوق حقه و قانون خود نیز نموده بودم كه منجر به دستوری مبنی بر پرداخت 50درصد حقوق از سوی كارفرما با استناد به تبصره ماده 18 قانون كار تا تعیین تكلیف نهایی به كارگران تعلیقی پرداخت شود بنابراین دستور، به من و تعدادی از همكاران ماهیانه مبلغ ناچیزی معادل 106هزار تا 112هزار تومان پرداخت می‌شد كه بعد از گذشت چند ماه این مبلغ نیز قطع گردید و ما كه به اداره مركزی شركت واحد جهت پیگیری این موضوع مراجعه می‌كردیم جوابی قانع‌كننده دریافت نكرده و با مشكلات عدیده‌ای روبه‌رو بودیم و هر زمان كه خواهان دیدار آقای مهندس حسین بیژنی مدیرعامل محترم شركت واحد می‌شدیم با عناوین مختلف جلوگیری می‌شد توسط ماموران حراست و بدون اطلاع آقای مدیرعامل تا اینكه من یك‌روز جهت انجام كاری در حال تردد در سطح تهران بودم كه در میدان فردوسی آقای حسین بیژنی مدیرعامل شركت واحد را به‌طور ناگهانی دیدم پس از معرفی خود با عنوان یك راننده سندیكایی معلق از كار مشكل به‌وجود آمده را با ایشان در میان گذاشتم كه ایشان نیز بلافاصله با مسوول امور مالی شركت واحد تماس تلفنی برقرار نمود و قرار ملاقاتی بین من و آن مسوول گذاشته شد كه من فردای آن روز به اداره مركزی شركت‌ واحد مراجعه نمایم تا مشكل پیش آمده با دستور تلفنی آقای بیژنی مدیرعامل محترم شركت واحد حل شده و پرداخت 50درصد حقوق ما رانندگان تعلیقی مجددا برقرار گردد چونكه باز هم طبق معمول خلاف قانون از سوی مسوولانی از اداره مركزی انجام شده بود و در طول همان دیدار كه من با آقای حسین بیژنی مدیرعامل شركت واحد داشتم ایشان به من گفت هر زمان كه مشكلی برای شما و دیگر همكارانتان به‌وجود آمد، چنانچه مرا در اداره مركزی نتوانستید ملاقات كنید در هر كجای شهر تهران كه می‌توانید مرا ببینید به دیدارم بیایید و مشكل خودتان را اعلام كنید من شما را نیز مثل سایر پرسنل شركت واحد می‌دانم من هم كه پس از به اجرا گذاشتن رای بازگشت به كارم و اعلام رای توسط ماموران كلانتری محل مربوط به قسمت‌هایی از اداره مركزی شركت واحد و نپذیرفتن آنان از سر كار رفتن من و با وجود مشكلات فراوان، اوقات بیكاری خودم را نزد بنایی به كارگری كار ساختمانی مشغول شدم كه در تاریخ 4/4/1387 به هنگام مراجعه به سركار خود از سوی رانندگان شركت واحد مطلع شدم كه به مناسبت تولد حضرت فاطمه(س) و روز مادر و روز زن مراسمی در استادیوم 12 هزار نفری آزادی برگزار خواهد شد لذا پس از اتمام كار روزانه خود و با توجه به آن دیداری كه در میدان فردوسی با آقای بیژنی مدیرعامل شركت واحد داشتم و خود ایشان گفته بود كه در هر كجا كه می‌توانید مرا ببینید و مشكل خود را اعلام كنید من نیز به جلوی استادیوم 12 هزار نفری آزادی رفتم كه شاید پس از اتمام مراسم در حین عزیمت آقای بیژنی از آن مكان بتوانم ایشان را ببینم و در جهت رفع مشكلات خود و دیگر همكاران سندیكایی صحبت نمایم كه شاید به مناسبت روز مادر كه همسران ما كارگران بیكار نیز مادر فرزندانی هستند و به علت بیكاری غیرقانونی ما از فرزندان خود خجل نیز می‌باشند، گشایشی در امور ما بشود كه آقای نجف‌زادگان مامور پلیس امنیت پس از اطلاع از حضور من در خیابان جلوی درب استادیوم آزادی به من مراجعه نمود و از من خواست تا از محل دور شوم و به خانه خود بروم در غیر این‌صورت مرا بازداشت خواهند نمود من به ایشان متذكر شدم كه ملاقات یك كارگر با مسوول خود هیچگونه منع قانونی ندارد و شما باید برای بازداشت من حكمی از سوی مقامات قضایی داشته باشید در غیر این‌صورت كار شما خلاف قانون است و من از دست شما شكایت خواهم كرد و با شما برخورد قانونی خواهم نمود كه ایشان اعلام كردند من خودم قانون هستم و هیچ نیازی به دستور كسی ندارم و شما هم چنانچه از دست من شكایتی بنمایید هیچ كاری از دست هیچ‌كسی برنمی‌آید و مرا با همكاری چند نفر مامور حراست شركت واحد و با اعمال زور بازداشت نمودند و توسط یك ماشین كلانتری بدون تنظیم صورتجلسه‌ای و با ضبط تلفن همراه من توسط ماموران حراست مرا به پایگاه دوم پلیس امنیت منتقل نمودند كه در آنجا هم با من برخلاف قانون رفتار خیلی بدی داشتند با كتك زدن و فحاشی و هتاكی صورتجلسه‌ای نیز علیه من تنظیم كردند و مرا روز بعد به شعبه امنیت دادگاه انقلاب خیابان معلم منتقل كردند كه از سوی شعبه دوم امنیت به زندان اوین فرستاده شدم كه پس از سپری كردن مدت 85 روز در اندرزگاه 240 زندان اوین بدون داشتن هیچ‌گونه تماس تلفنی یا حتی ملاقات با اعضای خانواده خود كه سه فرزند خردسال و همسرم با توجه به اینكه زمان اجاره مسكن ما هم در طول این مدت به پایان رسیده بود، خیلی مشكلات عدیده برای خانواده‌ام پیش آمده بود تا اینكه سرانجام با تودیع وثیقه یكصد میلیون تومانی كه فراهم نمودن آن نیز برای خانواده‌ام خیلی دشوار بود در تاریخ 26/6/1387 از زندان اوین آزاد شده‌ام و هم‌اكنون نیز به دنبال استیفای حقوق حقه و قانونی خود از طریق مراجع ذی‌صلاح هستم.

--------------------------------------
* عضو سندیكای كارگران شركت واحد که هفته گذشته پس از سپری‌کردن سه ماه در زندان آزاد شد.

--------------------------------------
منبع : روزنامه کارگزاران مورخه 1387/7/3 صفحه