کارگران
کودکان
زنان هنر
و ادبیات
لطیفه
تصاویر
کامپیوتر
سایت های دیگر
اخبار روز از پیک ایران
اخبار سایت بی
طرف
اخبار رادیو فردا
خارجی
آرشیو
صفحه نخست
______________________________________________________________
مرحله ای دیگر از تعرض رژیم به حقوق کارگران
ارام کمانگر / Aram_kmangar@yahoo. com
با روی کار امدن دولت احمدی نژاد و قبضه کردن کل ارگانهای اجرائی و قضای و چنگ انداختن اقتدار بر تمامی شالوده های عظیم اقتصادی در دست چنین فاشیست خزنده ی در جامعه ایران ، دوریی دیگر از حاکمیت مافیای قدرت وثروت در جامعه ایران ماشاهد تغییرات گسترده و بسیار سریعی در صحنه سیاسی ایران بودیم، و این تغییر وتحولات شتابان در فضای وصحنه ی سیاسی ایران ، کل اقشار وطبقات مختلف اجتماعی را تحت تاثیر گذاشت . جابه جا ی مهره های جمهوری اسلامی در راس حاکمیت برابر بود با تجدید دوباره استبداد در جامعه ایران ، وموجی وسیعی از سرکوبهای بی وقفه جنبش های اعتراضی بود .بدون شک این تغییر و تحولات به طور مستقیم برجنبش کارگری که مترقیترین نیروی میدان دار است ، و همواره رهائی خود را در گروه براندازی چنین رژیم می بیند ، تاثیر بسزای گذاشت. روی کار امدن دوری دیگر از مافیای قدرت وثروت در جامعه ایران شکاف عظیمی میان حاکمیت ومردم را گسترش داد وبرابربود با تجدید دوباره استبداد ، خفقان ، سرکوبهای سیستماتیک و فاصله میان فقر و ثروت افزایش یافت، و برگ سیاه دیگری به کارنامه جمهوری اسلامی افزود. از طرف دیگر مبارزات و خواستهای روزمره قشرها و طبقات گوناگون اجتماعی بویژه طبقه کارگر ، زنان ، دانشجویان ، روشنفکران و سایر جنبشهای اعتراضی دیگر در جامعه که خواستهای دمکراتیک در مبارزات روزمره خود با استبداد دیده می شود، رسیدن به این ارزشها و بهاهای انسانی در گروه سرنگونی جمهوری اسلامی باز یافتند.و مبارزات امید بخش و پرشور این جنبش های دمکراتیک بیش از هر دوران دیگر از استبدادروبه یکپارچگی و ضرورتهای پشتیبانی و هم اهنگ شدن از مبارزات و مطالبات یکدیگر علیه ارتجاع حاکم است . احمدی نژاد برای طولان تر کردن عمر نگریست رژیم اسلامی در استانه انتخابات ریاست جمهوری با شعارهائی عوام فریبانه و ریاکارانه به میدان انتخابات گام گذاشت،از جمله اوردن در امد نفتی بر سر سفره مردم ایران ، تلاش برای برنامه های اشتغالزای در میان بیکاران و جوانان جامعه، مبارزه با فساد و بورو کراسی اداری وسایر شعارهای بی اساس و بی پایه ی زیادی که در طول بیش از دو دهه است از سردمداران و سایر حامیان این رژیم ضد بشری شنیدیم ، ودر هیچ دورانی از حاکمیت سیاه این جلادان در قالب گفتمان به عمل در نیامده است ، و بر عکس با سر کار امدن یکی پس از دیگری از این مهره های ریزو درشت رژیم جامعه فقر زده ایران را بیشتر در گرداب فقرو گرسنگی فرو بردند . دولت تازه به قدرت رسیده احمدنژاد، مانند سایر رژیم ها و حکومتهایی ضد کارگری دیگر در سطح جهان در نخستین روزهای به قدرت رسیدن خود زنجیره ای از تعرض ها ویورش های پی در پی بر سر کارگران و مزدبگیرانی که فقط متکی بر فروش نیرو کار خود هستند، اغاز کرد . دولتی که با وعده وعیدهای همچون مبارزه با فقر و گرسنگی و تلاش برای در امد نفتی بر سر سفره مردم ، و تلاش برای برنامه های اشتغالزای د رجامعه میان بیکاران ونیروکار تازه نفس بر تخت حاکمیت نشست ، در حالی که چندین ماه از عمر نگریست خود را سپری نکرده بود، نقاب از صورت خود برداشت و درمقابل کارگران شرکت واحدکه خواهان بهبود شرایط معیشتی خود بودندبه طور اشکار چنگ ودندان نشان داد.حلقه ی دیگر از این سرکوبهای رژیم گسترش فضای رعب و وحشت در جامعه ، سرکوب درندانترین شیوه ای ممکن به تجمع مسالمت امیز زنانی که خواهان برچیدن تمامی مظاهره و قوانین زن ستیزی در جامعه بودند.سرکوب برنامه ریزی شده خیزش های ملتهای تحت ستم کرد و ترک و با خاک یکسان کردن این حرکتهای مردمی ، از سرگیری مرحله ی دیگر از بگیرو ببندها ، از سرکیری مرحله ی دیکر از قتل های زنجیره ای دستگیری دگراندیشان ، وبلاک نویسان ، روزنامه نگاران ، دانشجویان ، فعالان و پیشروان جنبش کارگری و ابعاد وحشتناک امارهای اعدام وسنگسارزنان و مخالفان رژیم ،در مجموع باید خاطر نشان کرد ، استبدادو سرکوب که بر تمام فضای سیاسی واجتماعی سایه افکنیده است .مبارزات طبقات واقشار مختلف اجتماعی که خواست اصلی و پایه ی این حرکتهای وجنبش های اجتماعی سرنگونی نظام سیاسی و اقتصادی ایران است . وهمزمان جایگزینی یک نظام که مبتنی برعدالت اجتماعی باشد. فضای سیاسی حاکم بر جامعه این مبارزات را ناگزیر می سازد، که برای مقابله و رویاروی با ارتجاع حاکم ،و برای گسترش ورشد مبارزاتی این نیروهای سرنگونی طلب ، جنبشها و حرکتهای اجتماعی ناگزیر میکند ، از مبارزات یکدیگر حمایت کنند. ودر امرتدارک یک انقلاب اجتماعی که از ریشه با نظام موجود متمایز باشد ، همدیگر را یاری کند .انچه که مورد نظر این مقاله کوتاه است و می خواهد انگشت بر روی ان بزارد. برسی وضعیت فلاکت بار طبقه کارگرو از سرگیری موج وسیعی از یورشهای وحشیانه ی رژیم اسلامی بر سر این طبقه محروم که در چند ماه اخیر گسترش پیدا کرد است ، اشاره کوتاه کند.
سیاستهای ویرانگرانی اقتصادی دولت پیشین ،به اصطلاح برای شکوفای اقتصادی و باسازی صنایع و نوسازی صنایع و بالابردن بهره اوری کار در جامعه ایران صورت گرفت ونهایتا، که منجر به در خواست دولت از سرمایه داران داخلی و خارجی برای افزایش در صد ریسک سرمایه گذاری در ایران، که به دنبال خود واگزاری شرکتها، معادن وسایر رشته هایی مختلف تولیدی به بخش سرمایه داری خصوصی داخلی و خارجی شد . سیاستهای اقتصادی دولت خاتمی نه تنها نتوانست در راستا ی توسعه و شکوفایی اقتصادی کشور گام بر دارد.بلکه عواقب زیانباری و لصمه های جبران ناپذیری بر اقتصاد ملی و بر زندگی میلیونها کارگر که در بخش خصوصی مشغول به کار هستند متحمل شد، صدها کارگر رسمی و غیر رسمی در بخش خصوصی از قوانین شمول کار خارج شدند. و از سوی دیگر دولت کوچکترین مسولیتی در قبال وضعیت دردناک نیروی کار که در بخش خصوصی قربانی این ناهنجاری و بحران اقتصادی دولت شدندو سرانجام از سر کار خود اخراج شدند ، بر عهده نداشت .در واقع باید به این نکته مهم اشاره کرد. سیاست دولت خاتمی در بخش صنعتی برای شانه خالی کردن دولت از مزایای کار نیرو کار و به اصصلاح دیگربی توجه وبی ا عتنایی به وضعیت مشقت بار میلیونها کارگر و مزدبگیر، و در عین حال چراغ سبز نشان دادن در مقابل یک مشت سرمایه دار و کارفرمای سودجودر بخش خصوصی برای ادامه استثمار بی حد مرز نیرو ی کارسیاستهای اقتصادی دولت پیشین که اقتصاد کشور را فلج نمود ،و به دنبال خود صدها کارخانه و کارگاه کوچک و بزرگ ورشکسته شدند. و در مقابل ان کارفرمایان به علت بحران ما لی صدها کارگر ومزدبگیر را به صورت دست جمعی اخراج کرده اند.واگزاری شاخهای مختلف تولیدی به بخش خصوصی ، برابر بود با افزایش ساعت کار در کارخانه استخدام کودکان 9 ساله وزنانی که از کوچکترین مزایای کار محروم بودند، و در عین حال روزانه بیش از 10 ساعت در کارخانه کار می کردند. صدها کارگر به جرم رعایت نکردن انضباط قوانین کارخانه اخراج شدند،فرسودگی ماشین الات وابزار کار وسوانح ناشی از کار روزانه صدها کارگر را به کام مرگ می کشید.
کابوس بیکار سازی رژیم در میان کارگران ومزدبگیران
یکی دیگر از یورش های رژیم در سال جدید بر سر سفره میلیونها کارگر و مزدبگیر ، عبارت بود از تصویب لایحه ای ضد کارگری شورای اسلامی کار بود. وزارت کار رژیم در سال 1385 حداقل دستمزد کارگران رسمی150 هزار تومان وکارگران قراردادی و موقت 180 هزار تومان تعیین کرد. حداقل دستمزد کارگران در سال جدید به خوبی نماینگر دشمنی اشکار رژیم با طبقه کارگر است .افزایش این دستمزد نازل توسط حکومت سرمایه داری حاکم بر ایران مثل سالها ی گذشته هیچ تغییری در بهبود معیشتی کارگران و مزدبگیران به وجود نیاورد ،تعیین چنین حقوق ناچیزی کارگران در حالی است که رشد سرسام اور تورم ، افزایش سرسام اور هزینه ی زندگی ، این دستمزد نازل حتی نمی توان مایحتاج اولیه ی زندگی کارگران را تا مین کند ، مانند هزینه مسکن ، هزینه تحصیلات فرزندان و سایر نیازهای اولیه هر انسانی ، طبق امارهای رژیم روزانه خیل وسیعی از کارگران را به زیر خط فقر می کشاند. یکی دیگر از معضلات ومشکلات میلیونها کارگر وزحمتکش که بیش از دودهه این معضل گریبانگیر طبقه کارگر است .سیاستهای بیکارسازی رژیم که منجر به اخراج های دست جمعی و در بعضی از موارد منجر به اخراج کل کارگران یک بخش تولیدی میشود . این ناهنجارهای صنعتی که به علت سیاستهای نادرست واشفتگی های اقتصادی و بحرانهای متوالی سیاسی واقتصادی که منجر به ورشکستگی دهها مرا کز صنعتی کوچک وبزرگ می شود.این بحرانهای اقتصادی در هردورانی زندگی میلیونها کارگر ی را که فقط متکی به فروش نیروی کار خود هستند ، به مخاطره می اندازد.سیاستهای بیکاری سازی رژیم که همیشه زندگی کارگران رانشانه قرار می دهد ،قریب بیش از دودهه از عمر این رژیم سپری می شود،تا به امروزه هیچ مکانیزمی و را هکار که منجر به کاهش بیکاری و مانع رشد این ویروس کشند در میان کارگران باشد، نیافتند.وبه مراتب هر چه به پیش می رویم افزایش می یابد ، وبه کل جامعه کارگری ایران سرایت می کند.با سر کار امدن فاشیست خزنده احمدنژادبار دیگر کابوس بیکاری و زنجیره ای از اخراج های دست جمعی در میان کارگران ومزدبگیران اغاز شود ،درادامه بیکار سازی رژیم که منجر به اخراج های دست جمعی صدها کارگربود ، کارفرمایان هزاران کارگر شاغل دیگر را در استانه این موج بیکارسازی رژیم قرار دارند.امار ها وارقام وحشتناک اخراج های بی رویه ی کارگران ، از کارگران رسمی گرفته تا کارگران غیر رسمی چنان ابعادی تاسفباری به خود گرفته است، که حتی برای مقامات رژیم هم پوشیده نیست ، سلاتین کارگران بویژه وزارت کار ، خانه کارگر ، سازمان تامین اجتماعی وسایر نهادها وشخصیتهای کلیدی رژیم در سخنرانیها و موعظه یشان همواره سخن از این معضل خانمانسوز که گریبانگیر میلیونها کارگر وزحمتکش است به میان می اورند.و سخن از راهکارهای معتددی وراحلهای مختلفی برای این معضل ارائه می دهند.
عوامل زیادی دست در دست یکدیگر می دهند ، تا موجب بروز چنین معضل عظیم اجتماعی می شود .
نبودن یک اقتصاد برنامه ریزی شده منظم، فرسودگی وناکا ری ابزار تولید و ماشین الات صنعتی در بخش دولتی و خصوصی ، که منجر به بی رونقی محصولات و تولیدات داخلی و کاهش در خواست تقاظ برای محصولات و کالاهای داخلی در مقابل انافزایش کالاهای خارجی در بازار داخلی ودر عین حال قیمت های مناسب وباکیفیتر ازکالاهای و محصولات داخلی و همین امر موجب میشود. تقاظ وفروش کالاهای داخلی در بازار خود نزول کند،ورشته های مختلف صنعتی کالاها ی خود را در انبارهای دست نخورد باقی بماند، واز سوی دیگر سرمایه لازم برای باز تولیدو حقوق نیروی کار در دست نباشد، که موجب فرار سرمایه ها به خارج از کشور برای سرمایه گذاری مجدد در بازارهای جهانی ، وعوامل سیاسی هم به نوبه خود در ورشکستگی و تعطیلی مراکز تولیدی نقش داشته باشد، که در این جا مجال به پرداختن به ان نیست.وعواملی که در چند پارگراف بالا ذکر شود می تواند، چند دلیلی باشد که ورشکستگی و موجب تعطیلی اکثریت کارخانه ها و مراکز صنعتی اعم از کوچک وبزرگ در ایران باشد.و هر روزه هزاران کارگر شاغل ، طعمه ی این موج ویرانگر می شوند.روزی نیست که مقامات رژیم خبر از ورشکستگی وتعطیلی از چندین کارگاه و کارخانه ها را ندهند، بدون تردید پرداختن چنین هزینه ی زیانبار و اشفتگی اقتصادی در ساختمان تولید وصنعت کشور ، بردوش میلیونها کارگر ومزدبگیر است .که نخستین قربانیان این اقتصادی هستند.در ادامه سیاستهای بیکارسازی رژیم که موجب اخراجهای دست جمعی شماری زیادی از کارگران شود. این کارگران به صفوف ارتش بیکاری جامعه پیوستند.و هزاران کارگردیگر در سرکار در استانه اخراج شدن ، هستند.اکثریت این کارگران اخراج هیچ منبع در امدی ندارند ،تا از این طریق گوشه ی از مایحتاج خود وخانوادها شان تامین کنند.وهمین امر موجب می شود کارگران اخراجی برای تامین مخارج خانواده خود حاضر هستند دست به کارهای سخت ومشقت بار دست زنند.ابعاد تعرض وحشیانه دولت و کارفرمایان سود جو وحامیانشان، برسرسفر بی رونق طبقه کارگر در چند ماه اخیر انچنان افزایش یافته، که حتی مطبوعات ورسانهای مختلف رژیم روزانه این بی حقوق کارگران را افشا می کنند.
1 بنابر امارها در چند ماه اخیر 370 کارگرشرکت مسافربری راه اهن رجا که بیش از یک دهه سابقه کار در این شرکت داشتند،از سوی کارفرمایشان اخراج شدند.
2- 80کارگرشرکت الفا در شهرستان شهریار به بهانه ی بحران مالی شرکت از سر کار اخراج شدند.
3- 700 کارگر ایران دیزل اخراج شدند.
4- 150 کارگر سازمان بهزیستی ایلام اخراج شدند.
5- 300 کارگر فرش قزوین اخراج شدند.
6- 800 کارگر در اذربایجان غربی اخراج شدند.
7- بیش از 480 نفر از کارگران شاغل در استان ایلام ظرف پنج ماه اول سال جدید اخراج شدند. به گفته جهرمی ظرف 4 ماه امسال 320 هزار کارگر از سرکار اخراج شدند.گرچه امارهای فوق گوشه کوچک از کارگران اخراج کشور هستند.و هزاران کارگر دیگر در جریان این پاکسازی گسترده رژیم و کارفرمایان قرار گرفتند.ولی تاکنون لیست وارقام این کارگران اخراج موجود نیست.این کارگران اخراج عمدتن هیچ منبع در امدی دیگری ندارند،که بتوانند شکم زن وبچه هایشان را سیر کنند، هیچ نهادی وارگان دولتی مانند سازمان تامین اجتماعی ،و سازمان بیمه کشور هیچ مسولیتی در مقابل زندگی کارگرانی که قربانی این موج ویرانگر شدند،ندارند.در نتیجه کارگران اخراجی برای ادامه یک زندگی بخورنمیری ناچارند ،تن به کارهای بزند . که کوچکترین مزایای کاری برای کارگر در برنداشته باشد.ازجمله قمتراتی ،شبانه کاری ، اضافه کاری ،کارگردن در چندین شیفت، محروم کردن نیرو کار از حق بیمه،حق بهداشت و درمان ،نبودن یک تشکل واتحادیه مستقل کارگران ، نبودن امنیت شغلی نیروی کا ر، که روزانه در محیط های کاری مرگبار شاهد قطع اندام فیزیکی کارگران ، پا ، انگشتان کارگران وسوختگی ناشی از کارهستیم ، پرداختن کارگران به این کارهایی مرگبار که حتی جان کارگران را تهدید می کنند. فقط برای پر کردن گوشه ی ناچیز ی از اقتصاد فروریخته خانواده ها یشان است ،که ناگزیراند تن به کارهایی طاقت فرسا بدهند. گرچه برای برخی از کارگران اخراجی این شرایط سخت و مشقت بار هم وجود ندارد. خود واعضا خانواده شان در دام معضلات جامعه گرفتار می شوند.مانند اعتیاد ، تن فروشی ،پدیده ای کودکان خیابانی ، استخدام کودکان 9 ساله و زنان در محیط های کاری که هیچ گاه شبیه به محل کار نیست،و اتاق های نمناک مانند کارگاه های قالی بافی ، ریسندگی ،خدمات دراماکن عمومی وفروشگاه های زنجیره ا ی ودر این محیط های کاری این کودکان و زنان در معرض انواع سو استفادها قرار می گیرند.
زنان وکودکان کارگر
مشارکت فعال زنان در ساختمان تولید وصنعت در هر جامعه نشانه ی یکی از ویژگیهای بارز نیروی کار ان جامعه است.و حضور فعال زنان در نهادها و عرصه های گوناگون اجتماعی قلمداد می شود.در چند سال اخیر امارها وارقام مختلفی منتشر شده ،که خبر از در صد رشدو مشارکت زنان در بازار کار و مراکز صنعتی و تبد یل شدن زنان به نیروی کار شهری و این به نوبه خود باید نقط مثبت وگامی به جلو از جنبش زنان باید محسوب شود.و این دخالت چشمگیر و امید بخش زنان تحصیلکرده به عرصه های گوناگون اجتماعی ،حاصل ودستاورد یک مبارزه طولانی و بی وقفه مبارزات جنبش زنا ن و جنبش های که خواهان پاک کردن این تبعیض جنون امیز بر زنان است.و به ههیچوجه این مشارکت زنان در بازار کار سهل واسان به دست نیامده است.و در این راه جنبش پرافتخار زنان و جنبش های که خواست برابری طلب را خواست مبارزه و پیکار خود قلمداد می کنند.تا حدود توانستند ، طلسم استبداد حاکم بر جامعه رادر هم شکنند،و زنان را در گوشه خانه بیرون بکشد.گرچه در شرایط کنونی ، استبداد حاکم بر جامعه با تمام توان وقوای خود در سدد است ، که مانع و گسترش زنان در بازار کا ر وتبدیل شدن انان به نیروی کار شهری بشود.و از سوی دیگر از طریق رسانها و سایر نهادها ی اموزشی وپرورشی دولت زنان را تحت فشارقرار می دهد. ،فرهنگ مردسالارانه که بر تمام امور سیاسی واقتصادی جامعه حکم می راند.زنان وکودکان کار که بخش از طبقه کارگر بشمار می رود،در ادامه سیاستهای وقوانین شدید ضد کارگری وسیاستهای که در چند ماه است که کل جامعه کارگری ایران را در بر گرفته است. زنان کارگراز مردان کارگر بیشتر در زیر ارتجاع استثمار سرمایه استثمار می شوند.اگر چه راه یافتن زنان در بازار کارجز دستاورد مبارزات جنبش محسوب می شود، ولی این ورود زنان به این عرصه ی اجتماعی سرمایه داران وحامیانشان از این طریق هم زنان را به شیوه وحشیانه ترین وکینه توزانترین روش استثمار می کنند.استخدام نیرو جدید زنان کارگر در کارخانه ها ومراکز صنعتی زمانی صورت می گیرد،که زنان کارگر به اندازه مردان کارگر در کارخانه از توانای برخوردار باشند،و از سایر مزایای کاری که سهام داران و کارفرما به کارگر مرد داده می شود ،زنان کارگر مزایای کاری کمتری از مردان در یافت می کنند.اکثریت زنان کارگر در محیط های کاری از جمله ارائه خدمات عمومی در رستورانها ، هتل ها ، فروشگاه ها ی زنجیر ه ای ،در بخش بهداشت ودرمان پرستاری ،کارگاه های نساجی وسایر کارگاه های که در بخش ریسندگی وبافندگی به کار مشغول هستند. اکثریت کودکان کارگر که برای جویای کاری به جامعه پناه می برند،تا از این طریق بتوانند کمک هزینه خانواده شان باشد.وبعضی از این کودکان هم به دلیل از دست دادن نان اور خانواده مانند پدر یا برادر بزرگتر هزینه زندگی خانواده بر دوش این کودکان است ،کودکان کار در جامعه در مقابل انواع گرگ های گرسنه روبه رو هستند،از جمله باند های قاچاق کودکان ،سو استفادهای جنسی ،خطر کودکان مبتلا به مواد مخدر ،قرار دارند.اگر این کودکان شانس ان را داشته باشند که طعمه این حیوانات درنده جامعه نشوند. درجامعه به کارهای همچون دست فروشی ، شیشه پاک کردن ماشین ها ،واکس زدن،ارائه خدمات در اماکن عمومی از جمله رستورانها ،هتل ها وغیر وبرخی دیگر از این کودکان در کارخانه های پلاستیک سازی ،کارخانه های که تولید کننده پوشاک و مواد غذایی، کارگاه های قالی بافی ،در کوره های اجر پزی به کار مشغول هستند. کودکانی که در بخش صنعت به کار مشغول هستند،نسبت به کودکانی که در خیابان به کارهای دست فروشی می پردازند.تا حدودی دارای ثبات کاری بیشتر از این کودکان دست فروش هستند.ولی این کودکان هم در مقابل تعرض بی حد مرز کارفرمایان در امان نیستند،کارفرما اگردر هر دورانی دلش بخواهد ،کودکان را از سر کار اخراج می کنند . بدون هیچ مزایای کاری ویا ارگانی دولتی که از حق این کودکان کارگر حمایت کند ، محروم هستند.در این محیط های کارگری کودکان روزانه بیش از 10 ساعت در این جاهای که بیشتر شبیه به طویله است تا محیط کار به کارهای سخت مشغول هستند. این وضعیت هم گریبانگیر زنان کارگر هم است ،محروم کردن زنان شاغل از حقوق ومطالبات شان مانند مرخصی زنان در دوران بارداری ،حق بیمه ودرمان وبهداشت ،محروم کردن زنان شاغل از نهادها وتشکلهای مستقل زنان در جامعه نشانه چهره ضد انسانی مافیای قدرت وثروت است.در حالی که اکثریت جامعه ایران زن تشکیل می دهد.وسالانه میلیونها زن فریخته بیشترین امارهای قبولی دانشگا ه ها تشکیل می دهند،رژیم ضد بشری تاعبد نمی تواند،بر بست ومانع از خلاقیتهاواستعدادهای زنان در جامعه که بخش عمده ا ی از جامعه را تشکیل می دهند،مانع شود.همان طور که جنبش پر افتخارزنان دردوران 27 سال از سیاهترین وتاریک ترین فضا ی حاکم بر جامعه ایران این نکته مهم وحیاتی رابه رژیم قرون وسطایی گوشزد کرد،هیچ قدرت اقتدار وطلسمی نمی تواند.تا عبد جلوگیر ی وممانعت از مشارکت فعال زنان در امور سیاسی ،اجتماعی واقتصادی باشد،وبرای همیشه بر این نیاز اجتماعی چیره گردد.
امنیت شغلی
علاوه بر مکیدن شیر ه جان کارگران واستثماربی رویی کارگران توسط کارفرمایان ودست وپیوندهای این طبقه ،نبودن امنیت شغلی وسوانح ناشی از کار در محیط های تولیدی وصنعتی ،روزانه دها کارگر گرسنه را طعمه خود می کند.گرچه کارفرمایان ودولت به خوبی مطلع این وضعیت تاسفا بار کارگران اند.ولی تا به امروزه مکانیزمی وراه کاری که منجر به خاتمه دادن این شرایط مرگبار باشد،نیافتند.وحاضر نیستند مقدار از سود کلانی که توسط خون ملیونها کارگربه دست اوردند،بگذرند.تا امنیت نیروی کار را تامین کنند.ناامنی نیرو کار که ناشی از فرسودگی ونا کارای ماشین الات وابزار تولید است،نبودن وسایل بهداشتی در عین کار مانند دست کش وکلاهای ایمنی ،الودگی محیط کار کارگران،طولانیتر کردن ساعت کار کارگران که به نوبه خود تاثیر مخربی بر سلامت نیروی کار دارد.فرسودگی ونا استاندارد ابزار تولید،در عین کارموجب بروز مشکلاتی همچون سوختگی اعضا بدن کارگران،قطع دست ،پا وانگشتان کارگران می شود. افزایش بیماریهای واگیردار وتنفسی کارگرانی که عمدتا در معادن وکارخانه های که تولید کننده مواد شیمیایی هستند.روزانه هزاران کارگربیکار برای ادامه یک زندگی بخور نمیر مجبور هستند،در مقابل این شرایط مرگبار به تولید بپردازند.طبق امارهای بهداشت ودرمان کشوربیش از70 در صداز مراکز صنعتی وکارخانه های کشوراعم از بخش خصوصی ودولتی کارگران از نبودن بهداشت ودرمان در محل کار رنج می برند.و اکثریت این مراکز کارگری حتی از کمک های اولیه پزشکی که در عین حادثه کاری کارگران را پانسمان استراری کنند ،محروم هستند.در همین رابط باید اشاره گذرا به نقش مخرب اضافه کاری وشبانه کاری و پرداختن به دو شیفت که هزاران کارگر روزانه ناچار هستند،برای ترمیم اقتصاد خانوادهاشان تن به این کارهای سخت دهند .اشاره کوتاه کنیم. افزایش ساعت کار کارگران، عواملی هستند که به غیر از تاثیرات زیانبار وجبران ناپذ یری که برکل مبارزاتی طبقه کارگر که به جا می گذارد سود دیگری عیاد این طبقه نمی شود،و از سوی دیگر از لحاظ فیزیکی اسیب های شدیدی ولطمه های ناگواری بر نیروی کار متحمل می شود،تاثیرات مخربی که این اضافه کاری ها وقمتراتی ها ی کارگران که روزانه عده ای از کارفرمایان انگل صفت برای احیای هزینه زندگی کارگران و باسازی اقتصاد خانواده کارگران به انها پیشنهاد می شود.تاثیرات مخربی بویژه مانند پیری زود رس،نبودن فراغت وتفریع برای کارگران تا این امکان وفضای مهیا کند ،تا کارگران از لحاظ رشد اگاهی طبقاتی ورشد فرهنگی وفکری در میان کارگران وغیره این چند دلیل که در چند پارگراف بالا مختصر ی به ان اشاره شود،راه بیشتری وفضای مسا عط می کنند تا کارفرمایان و سرمایه داران کارگران رابیشتر استثمارکند.همان طور که همه ما مطلع هستیم ،بیشتر این کارگران حتی از داشتن حق بیمه بیکاری وحق بیمه در مانی که حق پیش پا افتاده هر کارگری است محروم هستند.چرا که کارفرمایان حاضر به پرداختن هزینه های مقرره به این ارگانها و نهادها نیستند. وعملا به بهانه تراشی بدهکاری به بیمه مانع این کار شدند.کارفرمایان ودولت برای شانه خالی کردن از مسولیت خود در مقابل پرداختن هزینه بیمارستان و در مان ودرمقابل جان کارگران خود کارگران را مقصر اصلی این حادثه متهم می کنند.شکاف عظیم بین لایه های اصلی ثروت وکار در جامعه ایران روزبه روزابعاد وحشتناکی به خود می گیرد.باز تولید این شرایط مشقت باربرای میلیونها کارگر رنج دیده جامعه ایران توسط اقلیت ناچیزی از اجتماع که هر روزه این اکثریت جامعه با گوشت واستخوان خود این شرایط بردگی را لمس می کند.و از سوی دیگر تساحب کردن این اقلیت جامعه بر 90 در صداز ثروت وسامان وتمامی منابع وذخایره طبیعی جامعه، بدون شک این اقلیت استثمارگر برای همیشه نمی تواند،خود را قهرمان میدان بدانند.و میلیونها انسان را از مایحتاج اولیه ی زندگی محروم کنند.انچه که در این میان به این اکثریت جامعه حکم می کنند وضرورت تاریخی نیازدارد،تاکید وتلاش برای یک مبارزه همگیر طبقاتی است ،که روزنه می گشاید، تا ما را وضعیت برهاند.
سخن پایانی
باوجود تمامی قوانین وسیاستهای ضد کارگری رژیم که در طول 27 سال گذشته در جامعه ایران وفشارها واعدام وسرکوبهای سیستماتیک که در حق جنبش کارگری اعمال می شود. در این فضای اکنده وبحرانی نه تنها استبداد حاکم سرمایه داری بر ایران،از این شیوه های وابزار ها مختلف وسایر اتحادیه ها ونهادها قلابی رژیم در ماموریت خود موفق نشدند.ونه تنها در این کار کاری به پیش نبردند.در طول این حاکمیت سیاه خود نتوانستند،از رشد وزبانه کشیدن این مبارزات طبقاتی جنبش کارگری بکاهند.ودر عین حال در هردورانی از فضای خفقان وتیغ استبداد را در جامعه بیشتر روبه این طبقه کارگر بوده است .جنبش کارگری باتمامی این شرایط د شوار واوظاع واحوا ل،جنبش کارگری با وضعیت سخت خود اصلی ترین وپیشروترین ومترقیترین نیروی انقلابی فعال اجتماعی بود است.که در طول این دروان طوفانی رهایی خود وکل اقشاروجنبش های مختلف اجتماعی موجود مانند جنبش زنان ،دانشجویان ،معلمان،جوانان وملتهای تحت ستم در گروه سرنگونی این رژیم قرون وسطایی باز یافت.وتا به امروزه هم پرچم دار این مبارزات برحق است،مبارزات کارگران برای احقاق مطالبات وخواستهای اقتصادی وسیاسی خود که این دوعنصر اصلی ودر عین حال استخوان بندی جنبش طبقاتی کارگران را تشکیل می دهند. به دلیل تولید متعارف بورژوازی وسرکوبهای ویورشهای پی در پی رژیم بر سر این طبقه،ودر شرایطی که فضای سیاسی حاکم بر جامعه تحمل وظرفیت کوچکترین اتحادیه ،تشکل ونهاد مستقل کارگری که در میان خود کارگران جوشیده باشد،و به اصطلاح دیگر هر یک از این ظرفهای مبارزاتی کارگران جدا از قوانین وضوابط رژیم عمل کند.این نهادهای مستقل کارگری با خاک یکسان می شود. رژیم نه تنهااجازه چنین اتحادیه های که بدنه و مغز این اتحادیه ها کارگری را تحمل نمی کند.در هر شرایط که مبارزات واعتصابات کارگران که بوی چنین چیزی به مشام مقامات امنیتی رژیم برسد.با درندانترین شیوه ای ممکن این اعتراض را سرکوب می کند،و برای زهر چشم گرفتن از کارگران ناراضی،به پرونده سازی واخراج های دست جمعی،ونهایتا به شکنجه وزندان فعالان و پیشروان کارگری می پردازد.تابتواند از این طریق شوروشوق انقلابی و دلیرانه میان کارگران را خفه کند.که نمونه بارزه این زهر چشم گرفتن از کارگران شرکت واحد بود.که همه ما دیدیم ،بعد از اقدام انقلابی کارگران از سوی رژیم مجموعه از اقدامات ضد انسانی در مقابل کارگران شرکت واحد پیش گرفت .که عبارت بود ازخانه گردانی ویورش وحشیانه ماموران امنیتی در نصف شب به خانه فعالان ورهبران سندیکا دستگیری زن وبچه های کارگران مبارز واخراج های دست جمعی وپرونده سازی ،تجربه نوید بخش جنبش کارگری کشور ما همواره بر این نکته انگشت نهاده است،که هیچ طلسمی وقدرت به نوع خود ارتجاعترین قوانین ولایحه ای نمیتواند،برای همیشه این نیاز ضروری اجتماعی را سد کند.ومبارزات ورسالت جنبش کارگری که واژگون کردن کل زیر بنا و روبنا جامعه موجود است ،سد کند.استبداد سرمایه شاید برای مدت کوتاهی از ابزار مانند سرکوب ، اعدام وشکنجه مانع بوجود اوردن این استخوانبنده جدید اجتماعی باشد. بدون شک روزی فرا می رسد،که این حباب اجتماعی بترکد، واین سیستم استثمارگر را به زباله دان تاریخ بگذارند.تلاش برای دفع هر قوانین و لایحه ای ضد کارگری بویژه از جلوگیری از اخراج های دست جمعی کارگران،تبدیل کردن کارگران به قرار دادی ،به دست اوردن مطالبات وخواستهای اصلی کارگران در گروه همبستگی واتحاد مبارزاتی کارگران وکه حمایت کارگران بخش تولیدی در عین مبارزه واعتراضات یکدیگر و تلاش برای بیرون اوردن اعتصابات ومبارزات که در چهار چوب یک رشته تولید صورت می گیرد. ودر عین حال تبدیل کردن این مبارزات به مبارزات سراسر جنبش طبقاتی کارگران.