به سایت لج ور خوش آمدید

LAJVAR

 

کارگران    کودکان     زنان    هنر و ادبیات     لطیفه    تصاویر     کامپیوتر     سایت های دیگر    کلیپ و صدا    مکانی برای احزاب

اخبار روز از پیک ایران     اخبار سایت بی طرف     اخبار رادیو فردا   خارجی    آرشیو     صفحه نخست

 ______________________________________________________________

2007-06-08

جایگاه تشکل های کارگری به عنوان نهاد مدنی در جامعه و کارکرد آن­ها

 

روزنامه هم میهن 17/3/1386 صفحه 16

حسین اکبری

هم­زیستی افراد جامعه هم­سازی و سازگاری را بوجود می آورد که نتیجه این سازگاری یک هماهنگی در میان افراد اجتماع است که هارمونی اجتماعی نام گرفته است بنا به قاعده هارمونی اجتماعی، وجود یک نظم ضرورتی­گریز ناپذیر است و این نظم اجتماعی است که تحت تاثیر خواست و نیازهای عمومی سازمان های اجتماعی خرد و کلان را به وجود می­آورد. سازمان های اجتماعی کوچک و بزرگ دو وجه اصلی دارند 1- ساخت 2- کارکرد: هردو وجه برروی  هم تاثیر متقابل دارند یعنی هرچه ساخت سازمان متناسب با اهداف آن­سازمان ازمنطق درستی برخوردار باشد، کارکرد آن نیز به همان میزان درست خواهد بود و یا بالعکس.

کارکرد بعضی سازمان های اجتماعی بیشتردرونی است یعنی متوجه اعضای داخل آن سازمان است (مانند خانواده) و کارکرد بیشتر سازمان های اجتماعی بیرونی است یعنی به سوی خارج از آن سازمان توجه دارد و عمدتا در رابطه با سازمان های دیگر است. سازمان های کارگری (سندیکاها، اتحادیه ها، فدراسیون ها و کنفدراسیون ها) از جمله سازمان های اجتماعی هستند که براساس ضرورت ایجاد می شوند و به تناسب گستره­ی­ میدان کارکردشان به سازمان های دیگر اجتماعی توجه دارند. سندیکاهای کارگری به عنوان تشکل پاپه، در برابر کارفرما یا نمایندگان او، اتحادیه ها و فدراسیون ها و کنفدراسیون ها در وسعت مناطق جغرافیایی و کشوری  در مقابل اتحادیه های همطراز و  برای تصدی کرسی های نمایندگان کارگری درپارلمان و مجالس قانونگذاری و شوراهای محلی و شهری و هر سازمان اجتماعی بزرگتری که در آن بتوان از منافع کارگران به جدیت دفاع کرد.

از سوی دیگر چون اجتماع از طبقات گوناگون شکل گرفته است در نتیجه سازمان های اجتماعی هم رنگِ طبقاتی دارند، سازمان های کارفرمایی (سندیکاهای و اتحادیه های کارفرمایی) از جانب کارفرمایان هرصنف و رشته و حرفه تشکیل می شوند و هدف آن دفاع از منافع سسیستم کارفرمایی در عرصه هایی است که می تواند سود مورد انتظار آنان را به مخاطره اندازد، بخشی از اهدافی که سازمان های سندیکایی کارفرمایان دنبال می کنند عبارتست از: سودبری بیشتر از طریق تسلط بر بازار، حفظ قیمت ها، به خاطر مقابله با سیاست هایی­که احتمالا دولت ها برعلیه کارفرمایان اتخاذ می­کنند، به خاطر مالیات، عوارض گمرگی در واردات و صادرات و به خاطر مقابله و مقاومت در برابر ِخواست ها و مطالبات کارگران و کاهش هزینه ها از طریق محدود سازی حقوق کار و برتری طلبی در روابط کار. سازمان های کارگری نیز بدین ترتیب در دفاع از منافعی که ناشی  از سهم کارگران در برابر نقش آنان در عرصه تولید و خدمات اجتماعی است هدف گذاری می کند و کارکرد های آن بیشتر صنفی و اقتصادی است و در مرحله بعد جنبه های اجتماعی درون ساختاری است در تربیت و آموزش کارگران عضو برای بالابردن دانش اجتماعی آنان به خاطر ایفای وظایفی که جامعه به عهده کارگران می گذارد. این وظایف در راستای ایجاد و تقویت روحیه همبستگی، ارتقای دانش اتحادیه ای، شناخت حقوق کار در قوانین ملی و بین المللی، درک نظم تشکیلاتی ومسوولیت پذیری، شناخت ارگانیزم تشکیلات و درک هماهنگی (هارمونی اجتماعی درون سازمانی) و تقسیم وظایف و درک رابطه و کنش های متقابل فردی، میان فردی و جمعی از کارکردهایی است که به توسعه دمکراسی مردمی در سندیکاهای کارگری خواهد انجامید.

متاسفانه درکشور ما از سازمان های اجتماعی و کارکرد آن درک درستی حتی در بین نخبگان بسیار پایین است. آنان که درخارج از نظام سیاسی حاکم قرار دارند انتظار دارند سازمان های سندیکایی کارگران در هر موضوعی وارد شوند و موضع گیری کنند. انتظار دارند نهادهای کارگری در امور دانشجویان، زنان و مواردی از این دست فعالانه شرکت جویند. در انتخابات شورای شهر  شاهد حضورکاندیداهای شورای شهر در جلسلت هفتگی کانون بازنشستگان کارگران تامین اجتماعی که در واقع اتحادیه کارگران بازنشسته وبرای جذب آرای کارگران بازنسشته هستیم. سندیکای کارگری در چارجوب وظایفی که اساسنامه به عهده اش گذاشته است فعالیت میکند حتی اگر قرار است کارکردی در رابطه با یک سندیکا یا نهاد کارگری همطراز و یا اتحادیه ها و نهاد های کارگری ملی یا بین المللی داشته باشد باید منطبق بر حدود و اختیاراتی که اساسنامه برایش تعیین­کرده­ و یا مجمع عمومی به عهده­اش گذاشته است، عمل کند این دموکرا سی سندیکایی است. ممکن است ادعا شود که دانشجویان فرزندان همین کارگران هستند و یا زنان نیز یا کارگر هستند و یا وابسته به کارگران. این که ممکن است گروهی از دانشجویان فرزندان کارگران باشند و یا درآینده خود جامه کارگری بپوشند و یا زنان نیز کارگر باشند و یا وابسته به خانواده های کارگری، موجب نمی شود که سازمان های سندیکایی گارگران در هر جنبش خرد و کلان زنان و دانشجویان شرکت جویند و درباره سایر امور مستقیما مداخله کنند. در آن صورت دیگر سازمان صنفی- طبقاتی نیستند بلکه به یک حزب سیاسی کارگری تبدیل شده اند که دارای وظایفی بیش از وظایف و حدود و اختیارات یک سازمان صنفی _طبقاتی کارگری است. زنان کارگر و دانشجویانی که درحین تحصیل کار می کنند و عضو یک سازمان سندیکای هستند، شخصیت ویژه کارگری  دارند و سندیکا از حقوق و مطالبات آنان دفاع خواهد کرد. البته سازمان های کارگری می توانند و باید در شرایطی در سیاست های کلان که به تعیین سرنوشت آنان می انجامد فعالانه شرکت جویند از آن جمله انتخابات مجالس قانونگذاری که می تواند نقش بسیاری در حال و آینده زندگی کارگران داشته باشد. کارگران بیشترین جمعیت کشور را دارا هستند و درست آنست که به نسبت جمعیت کارگری کشور امکان رهیابی نمایندگان کارگری آن هم از طریق اتحادیه های کارگری فراهم آید که متاسفانه در هیچ دوره ای از انتخابات پارلمانی در ایران چنین نبوده است. این محرومیت حداقل در دو وجه قابل بررسی است:

1-      اینکه در ایران امروز متاسفانه از سوی نظام سیاسی حاکم، حق ایجاد آزادانه و مستقلانه سازمان های کارگری مطابق اصل 26 قانون کار و مقاوله های بین المللی سازمان جهانی کار و میثاق های پذیرفته شده به رسمیت شناخته نشده است و بدتر از آن دیدگاه های امنیتی بدبینانه ای درباره سندیکا ها وجود دارد که به نوعی جنبش سندیکایی در ایران را میخواهد به غرب و لیبرال دموکراسی امریکایی پیوند بزند و تئوری توطئه را در پشت این ضرورت گریز ناپذیر لزوم برپایی سازمان های سندیکایی ببیند. هرچه پذیرش این اصول مسلم درباره کارگران به تاخیر افتد از طرفی جامعه از نتایج مثبت ناشی از حضور و کارکرد این تشکل ها محروم خواهد ماند و از سوی دیگر حجم مطالبات انباشته و تاثیر ناکارآمدی های اقتصادی بر زندگی کارگران زمینه ساز هزینه های غیر قابل پیش بینی خواهد گردید.

2-      بی اطلاعی کارگران درسطوح مختلف اعم از کارگران ساده و کارگران متخصص و دارای تحصیلات دانشگاهی از حقوق و روابط کار و نقش منفی تنها تشکیلات به ظاهر کارگری خانه کارگر در این باره موجب گردیده است که کارگران کشور از نقش و کارکرد سازمان هایی که به خود آنان تعلق دارد، کمترین دانش و آگاهی را داشته باشند. بخش زیادی از این موضوع به طور قطع ناشی از تاثیرات محدودیت هایی است که بر سر تشکل یابی آزادانه  و مستقلانه کارگران ایجاد شده است و این دو رابطه و تاثیر  متقابل بر روی هم را دارند. امروز ضرورت پردازش نقش و جایگاه سازمان های اجتماعی و تعیین واقعی و منطقی کارکردهای هر یک بردیگری درابعاد خرد و کلان آن وظیفه تاخیر ناپذیر همه اندیشمندان علوم اجتماعی و همه کسانی است که مدعی عدالت خواهی و آزاد منشی و استقلال طلبی در این مرز و بوم هستند. امروز  نسبت دادن اتهامات ناروا به کارگرانی که برای برپایی سندیکاهای کارگری تلاش می کنند، ستم به همه­ی کارگران ایران و جفا به جامعه ایرانی است که از هنجارهای قانونمند و کارکرد های واقعی ناشی از وجود این سازمان های اجتماعی محروم می شود.

 

حسین اکبری

 11/3/1386