|
|
______________________________________________________________
2008-04-19
عسلويه: بيپولي پيمانکاران و اخراج کارگران!
عسلويه شهري صنعتي است در جنوبيترين نقطه ايران که آن را مهمترين پايگاه اقتصادي ايران ميخوانند. حدود ده سال است که از ذخاير نفتي و گازي اين منطقه بهرهبرداري ميشود. در آغاز عسلويه بهشت کارگران و متخصصان معرفي ميشد.شرايط کاري نابسامان، عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران و اخراجهاي وسيع، موجب اعتراضها و اعتصابهايي در اين منطقه شده است. پيمانکاران، مشکلات مالي و فني جاري را ناشي از تحريمهاي جهاني ميدانند.روز جمعه، ۳۰ فروردين با جوانمير مرادي، يکي از شاغلين در عسلويه گفتوگو کردهايم:
دويچهوله: آقاي مرادي، الان اوضاع عمومي در عسلويه به چه
ترتيب
است، کارگرها در آرامش مشغول کار هستند يا مشکلاتي وجود
دارد؟
جوانمير مرادي: اوضاع عمومي اينجا مطابق معمول است که وضعيت
مناسب
نيست. هميشه براي گرفتن حقوقها مشکل بوده و هست. کارگران تنها با اعتراض
واعتصاب
ميتوانند حقوقهايشان را با تعويق سه چهارماهه بگيرند.
الان
بهطور
مثال چند ماه است که حقوقها را ندادهاند؟
حقوقها بستگي به
شرکتها
دارد. شرکتها بنا به ميل خودشان حقوق پرداخت ميکنند. برخي شرکتها از سه
ماه
حقوق معوقه دارند تا هشت ماهه يا يک ساله.
هر پيمانکار
درعسلويه
خودش،
بنا به موقعيت مالي به کارگران حقوق پرداخت ميکند؟
بله.
پروژههاي متفاوتي هستند که پيمانکاران متفاوتي هم دارند. حتا پرداخت حقوقهاي
کارگرهاي چند پيمانکار در يک مجتمع باز تفاوت ميکند. بعضيها با سه ماه تعويق حقوق
پرداخت
ميکنند، بعضيها که توي همان پروژه هستند، ميبينيد با شش، هفت يا هشتماه
تعويق
حقوق ميدهند.
کدام
پيمانکارها الان از همه خوش حسابتر
هستند؟
معمولا شرکتهاي پيمانکاري دست اول، يعني شرکتهايي که بعنوان
شرکت
مادر پيمان را از شرکت نفت يا گاز ميگيرد، يک مقدار بهتر از شرکتهاي دست دوم
يا
چندتا آنورتر هستند. اينها معمولا با دو يا سه ماه تعويق حقوقها را پرداخت
ميکنند.
خود شما مثلا
آخرينباري که حقوق گرفتيد کي
بود؟
من
خودم حدود سه چهار روز پيش حقوق اسفند را
گرفتم.
عيدي و اينها
را قبلا داده بودند؟
عيدي را
همزمان با
حقوق
بهمن، آخرهاي اسفند پرداخت کردند.
اين کارگرهايي
که آنجا هستند از
خانوادههايشان دورند. اينها چند وقت يک مرتبه برميگردند به شهرهاشان و نزد زن و
بچههايشان ميروند؟
اين
بستگي به درآمدشان دارد دارد. کارگرهايي که
کمي
درآمدشان بهتر است، معمولا بيست وسه
چهار
روز که کار ميکنند، يک بار ميروند
سر
ميزنند و يک هفته يا شش روز پيش خانوادهشان هستند. اما معمولا کارگرهايي که
با
درآمدهاي کم دارند، سه چهارماه يک بار ميروند نزد خانوادههايشان. چون خرج رفت
و آمد
هم زياد است.
نازلترين سطح
دستمزد در عسلويه مربوط به کدام بخش از
کارگرهاست؟
نازلترين حقوقها مربوط به کارگرهاي ساده است که با روزي
هشت
هزارتومان مشغول به کار هستند. هيچ بيمه يا مزاياي ديگري هم به آنها تعلق
نميگيرد. نه تنها بيمه، حتا امکانات خوابگاهي و غذا، به غير از ناهار که در محيط
کار
کارگرها هستند و براي کارفرما کار ميکنند، شام هم بهشان تعلق
نميگيرد.
کارگران ساده،
مشغول چه کاري هستند؟
کارگر
ساده
از
کارهاي ساختماني گرفته تا کارهايي مثل کابلکشي، حمل ونقل، بارگيري و تخليه بار
و
کارهاي خدماتي بدون تخصص مشغول هستند.
کارگران افغاني
هم در ميان آنها
هستند؟
کارگرهاي افغاني را معمولا راه نميدهند. کارگرهاي افغاني
معمولا
براي کارهاي ساختماني خصوصي در شهر عسلويه، در جاهايي که پرت است کار
ميکنند. مثل سه چهار سال پيش به مراکز صنعتي راهشان نميدهند.
الان
زمزمهي
اخراج و پاکسازي عدهاي در عسلويه به گوش ميخورد. چه بخش اين اخبار درست
هستند؟
الان به
طور مشخص شرکت ايران کيش که کارش رنگ و عايق لولههاي
صنعتي
است براي پالايشگاه فاز شش و هفت و هشت کار ميکند، اعلام کردهکه
۳۰۰
نفر را
اخراج
خواهد کرد. مجموع کارگرهاي اين شرکت هم
۶۰۰
نفر هستند. تا حالا هم روزانه
۱۰
الي
۱۵
نفر ازشان اخراج کردهاند. آخرين خبري که من از آنها دارم اين است که
کارگران
مشغول جمعآوري امضا بودند بين خودشان. نوشتهاند به شرطي حاضرند محل کار
را ترک
کنند که کارفرما در ازاي تصفيه شان، حداقل چهارماه معادل آخرين حقوقشان به
عنوان
خسارت ناشي از اخراج تا زماني که دوباره بتوانند کار جديدي گير بياورند، به
آنها
پرداخت کند.
انتقال اينجور
خبرها و نحوهي برخورد با تصميمات
کارفرما
در ميان کارگران عسلويه به چه ترتيب است؟ قهوهخانهاي، چايخانهاي وجود
دارد
براي تجمع و گفتوگوي آنها؟
نه
کارگراينجا چندان وقتي ندارد که
برود در
قهوهخانه و چايخانه. کارگر از صبح تا شب بايد کار کند. معمولا شش صبح است
تا
دوازده
دوازدهونيم و بعد از آن هم بخاطر اين که يک مقدار هوا گرم شده تا ساعت
دو و
نيم
سه تا
شش تا هفت غروب مشغول کار هستند. انتقال و ردوبدل اخبار تنها از
طريق
روابط دوستانه و روابط آشناييکه با همديگر دارند ردوبدل
ميشود.
الان مگر در
حوزهي پارس جنوبي مشغول ساختنو استخراج نيستند؟
کارها
بايد رو به پيشرفت باشند. پس چطور به جاي اشتغال بيشتر، پرسنل را کم
ميکنند؟
تا
يک سال پيش تعداد کارگرهاي مشغول به کار در اين منطقه حدود
۵۰هزار
نفر بود ولي الان حدود
۳۰هزار
نفرشده. يعني با
۲۰
هزار نفر حدودا، تصفيه
حساب
شده و آنها رفتهاند. بعضي شرکتها و پروژهها در حال تعطيلشدن هستند. به
خاطر
همين، پيمانکارها يا کارفرماها اقدام به تقليل نيروهايشان
کردهاند.
علت تعطيلشدن
اين پروژهها چه هست؟ سرمايهگذاري نميشود به
اندازهي کافي؟
به نظر
ميرسد بخش بزرگي ناشي از مسايل تحريم و اينجور
مسايل
باشد.
-------------------------------------
منبع: دویچه وله