به سایت لج ور خوش آمدید

LAJVAR

 

کارگران    کودکان     زنان    هنر و ادبیات     لطیفه    تصاویر     کامپیوتر     سایت های دیگر    کلیپ و صدا    مکانی برای احزاب

اخبار روز از پیک ایران     اخبار سایت بی طرف     اخبار رادیو فردا   خارجی    آرشیو     صفحه نخست

 ______________________________________________________________

2007-04-23

اول ماه مه، روز جهانی کارگر ضد سرمایه، ضد دیکتاتوری و ضد اسلام

سه بعد مبارزه کارگران و سایر جنبش-های اجتماعی

 مرجان افتخاری

23.04.2007

اول ماه مه، روز جهانی کارگر در کشور-های خاورمیانه به نظر پدیده-ای ناشناخته و بیگانه است. این روز تنها در ایران، اسرائیل و لبنان رسمیت داشته و به اشکال متفاوت برگذار میشود. اساسا به جز سه کشور نامبرده، هرگز در مورد وجود احزاب، سندیکا-ها و جنبش کارگری در سایر کشور-های این منطقه خبری شنیده نمی-شود. گوئی اول ماه مه برای کارگران عربستان سعودی و یا کویتی وجود خارجی ندارد و اساسا همانطور که گفته شد موضوعی ناشناخته و بیگانه است. بررسی این موضوع و دلائل آن مقوله-ای جداگانه است که در سطح این مقاله نیست. ولی میتوان به طور مختصر به تسلط کامل ایدئولوژی اسلامی در زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی جامعه عربی اشاره کرد، ایدئولوژی که دشمنی دیرینه و بنیادین با روز کارگر و ایده-های کارگری دارد. ایدئولوژی اسلامی در ستیز با حقوق فردی، حق اندیشه و حق انتخاب کمترین جایگاه و ارزشی برای موجودیت و هویت انسان قائل نیست. در چنین شرایطی به نظر خیلی غیر واقعی و خیال پردازانه است که از اول ماه مه، حقوق کارگری و یا اعتراضات کارگری در این کشور-ها صحبتی به میان آورده شود. فاجعه تحقیر، تحمیق و محرومیت-های حقوق انسانی در این کشور-ها عمیق تر و دردناک-تر از آن است که بتوان آنرا باور کرد.

 

گرچه، شرایط عینی زندگی، دشواری-های آن و درگیری-های طبقاتی واقعیتی است غیر قابل انکار ولی مردم این کشور-ها تا برسمیت شناختن هویت انسانی خود راه دراز و پر پیچ و خمی را در پی دارند، چرا که اسلام با هزاران تار و پود به زندگی روزانه این مردم تنیده شده است.

 

پروژه خصوصی سازی و تاثیر آن بر زندگی کارگران و مزدبگیران

بدون هیچ تردیدی، مندیالزاسیون و در پی آن خصوصی سازی بسیاری از صنایع، شرکت-ها، مراکز تولیدی و سرویس-های خدماتی در کشور-های امپریالیستی تاثیر متقابل خود را در کشور-های در حال رشد و یا جهان سومی گذاشته است. بطور نمونه، در فرانسه، دولت ژاک شیراک و وزیر اقتصاد او در مورد شرکت-های دولتی و نیمه دولتی مانند شرکت گاز و انرژی، تلفن و کشتیرانی، پروژه خصوصی سازی را تنها راه برون رفت از بحران اقتصادی و سود آوری این شرکت-ها در نظر گرفته اند. این پروژه با مخالفت شدید سندیکا-های کارگری فرانسه و اعتصاب طولانی مدت کارکنان کشتیرانی مواجه شد. در همین رابطه، در سوئیس، طرح خصوصی سازی حمل و نقل عمومی (اتوبوسرانی) با اعتراض شدید اتحاد سندیکا-ها و مردم روبرو شد. در مورد کشور-های خاورمیانه-ای و تاثیر خصوصی سازی، سه کشور اسرائیل، لبنان و ایران در نظر گرفته شده-اند.

 

اسرائیل نه بعنوان کشور در حال توسعه و جهان سومی بلکه بعنوان یک کشورخاورمیانه-ای که تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی آن تاثیر مهم و متقابلی بر سایر کشور-های منطقه دارد مورد بررسی است.

در اسرائیل، تعدادی از صنایع و بسیاری از خدمات بهداشتی، سرویس-های اجتماعی، آموزش و پرورش و بخشی از مزارع بزرگ کشاورزی دولتی هستند. سرویس و خدماتی که بطور عمده مورد استفاده کارگران و مزدبگیران جامعه اسرائیل است. طرح خصوصی سازس بخشی از این صنایع و سرویس-های اجتماعی از طرف دولت اسرائیل با احتیاط زیاد مطرح شده است. این طرح مورد مخالفت سندیکا-های کارگری، احزاب سوفراد ( (Sepharadsقرار گرفته است. با بررسی کوتاهی در مورد طرح-های خصوصی سازی در کشور-های امپریالیستی و یا در کشور-های جهان سومی به این نتیجه میرسیم که نتایج چنین طرحی در درجه اول اخراج درصدی از کارگران و مزدبگیران و در نتیجه افزایش بیکاری، بالا رفتن قیمت کالا-ها و گرانی سرویس-های عمومی است.

 

در مورد اسرائیل و لبنان پس از جنگ حزب الله- اسرائیل در تابستان 2006، همانگونه که در جریان هستید، هر دو کشور با بحران-های شدید سیاسی روبرو شدند که هنوز هم پایان نیافته و تنها برای مدتی ریتم آن آرام تر شده است.

 

ولی نتایج اقتصادی این جنگ وزنه سنگین و غیر قابل تحملی بر دوش کارگران و زحمتکشان هر دو کشور بویژه لبنان گذاشته است. ویرانی بخش عظیمی از تاسیسات و خدمات شهری (فرودگاه، راه آهن، جاده-ها و پل-ها) اقتصاد این کشور را کاملا فلج کرده است. به این موضوع، فرار سرمایه-های داخلی و خارجی بدلیل عدم وجود امنیت، تعطیل و بسته شدن تعدادی از شرکت-ها و صنایع تولیدی کوچک را هم باید اضافه کرد. البته، شرایط اقتصادی کارگران و مزدبگیران در اسرائیل با لبنان قابل مقایسه نیست، با این حال اوائل آوریل امسال، کارگران اسرائیل به عنوان اعتراض به پائین بودن سطح دستمزد-ها و شرایط کاری دست از کار کشیدند. طرح خصوصی سازی صنایع و خدمات عمومی در لبنان بدلیل ورشکستگی و بحران اقتصادی فزاینده تاثیر به مراتب اسفبارتری بر زندگی کارگران و مردم لبنان خواهد داشت.

 

بطور خلاصه نتایج طرح خصوصی سازی را می-توان چنین بیان کرد.

سرمایه داری جهانی خصوصی سازی صنایع، شرکت-ها و بخش وسیعی از سرویس-ها و خدمات عمومی را در کشور-های امپریالیستی و در کشور-های جهان سومی، تنها راه بازسازی سریع تر سرمایه، سود آوری بیشتر و در نهایت برون رفت بحران سرمایه در نظر دارد. نتایج این طرح، اخراج و بیکاری فزاینده کارگران و کارکنان، افزایش ساعات کار، پائین آمدن سطح دستمزد-ها، حذف بسیاری از خدمات و سرویس-های مورد نیاز مردم، گرانی کالا-ها و خدمات و در نتیجه فقر و فلاکت عمومی را بدنبال خواهد داشت.

 

در اسرئیل بطور خاص و تا حدودی در لبنان جو سیاسی و عمومی در رابطه با آزادیهای دمکراتیک، حق تشکل، ایجاد احزاب و سندیکا-ها و حق اعتصاب اساسا قابل مقایسه با ایران نیست. کارگران اسرائیل بدلیل برخوردای از آزادی-های بورژوازی برسمیت شناخته شده در چهار چوب سندیکا-ها برای کسب حقوق خود در کشاکش دائمی با دولت و سرمایه داران اسرائیلی هستند. این جنبش در کنار جنبش-های دیگر چون جنبش ضد جنگ، همیاری و حمایت از مردم فلسطین برای برسمیت شناختن حقوق فلسطینی–ها و جنبش زنان عمیق تر و محکم تر میشوند.

 

در لبنان با ساختار سیاسی ویژه، وجود احزاب و گروه-های فرقه-ای، قومی، مذهبی، سیاسی و وجود احزاب سوسیالیست و کمونیست، اعتراضات کارگری در سطح قابل توجهی پذیرفته شده است. ویژگی-های جامعه لبنان، مسئله و بحران فلسطین، دخالت سوریه در امور داخلی لبنان و گروه-های وابسته به آن محور-هائی هستند که جنبش کارگری و مبارزه با طرح خصوصی سازی را کم رنگ تر و تا حدود زیادی تحت الاشعاع خود قرار داده اند.در نتیجه جنبش کارگری و جنبش-های دیگر اجتماعی در حال حاضر در درجه دوم قرار گرفته اند.

 

در ایران، بحران اقتصادی به مراتب حادتر و شدید تر از دو کشور دیگر است. تاثیر جنگ 8 ساله، فرار سرمایه-ها داخلی، عدم سرمایه گذاری در بخشهای تولیدی، تک محصولی بودن اقتصاد، رشوه-خواری، گردش پول در بخش-های دلالی، تزریق پول و هزینه در ارگان-های انگلی، مساجد، حرم-ها و مراکز مذهبی و ارگان-های سرکوبگر ( بسیج، سپاه، ارتش، ثارالله، انصارالله و لباس سخصی-ها و ده-ها ارگان مخفی دیگر) دلائل اقتصادی بحران زده و فلج شده رژیم اسلامی است. تحریم اقتصادی کشور-های امپریالیستی بدلیل پروژه هسته-ای رژیم اسلامی تنها و تنها فشار مضاعفی است بر دوش کارگران و زحتمکشان. این تحریم نه تنها هیچ تاثیری بر زندگی و حساب-های بانکی سران رژیم، سرمایه داران، رشوه خواران و بازاریان عمده ندارد بلکه حساب-های بانکی آنان را چند برابر هم خواهد کرد.

 

در کشور ما، اخراج، بیکاری فزاینده، عدم پرداخت دستمزد کارگران، گرانی و بالا رفتن هزینه-های زندگی، سختی شرایط کار موضوع و زمینه-های اصلی اعتراضات و حرکت–های کارگری در سطح کارخانه، کارگاه-های کوچک و سرویس-های خدمات عمومی چون شرکت واحد اتوبوس رانی و یا آموزش و پرورش، دانشگاه-ها و بیمارستان-ها است.

 

ولی خود ویژگی-های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، مبارزات و تجربه مردم ما با دو کشور مورد بحث کاملا متفاوت است. در ایران، رژیمهای دیکتاتوری و تک حزبی، ممنوعیت وجود احزاب سیاسی و سندیکا-ها، نهاد-های کارگری از ویژه-گیهای رژیم شاه و رژیم اسلامی است. دولت سرمایه-داری مذهبی و یا به بیان دیگر دیکتاتوری سرمایه و اسلام ویژگی دو بعدی دولت و قدرت سیاسی در ایران است. بدون تردید، این ویژگی، مبارزه کارگران و سایر اقشار مردم زحمتکش را حساس تر و دشوار تر میکند.

 

قوانین وحشی و رسوای اسلام، جامعه تک حزبی " حزب الله" تمامی عرصه-های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم را در زیر سلطه خفه کننده و تعفن آور اسلام قرار داده است. به این دلیل، هر گونه مبارزه-ای علاوه بر بعد اقتصادی و سیاسی بدون تردید بعد ضد اسلامی هم خواهد داشت. در واقع، مبارزه کارگران و سایر اقشار مردم در حال حاضر ضدسرمایه، ضد دیکتاتوری و ضد اسلامی است . جدا کردن و بها ندادن به هر یک از این ابعاد نشناختن زیر ساخت-های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامع ما است.

 

در ایران، حرکت-های و اعتراضات کارگری تنها زمانی موفق میشود و به نتیجه میرسد که در ارتباط و پیوند تنگاتنگ با متحدین خود، یعنی جنبش-های اجتماعی دیگر، معلمان، زنان، دانشجویان، پرستاران و ... قرار گیرد، و همانطور که گفته شد این جنبش عظیم بدلیل ویژگی-های سیاسی، و فرهنگی ضرورتا و به ناچار باید ضد سرمایه، ضد دیکتاتوری و ضد اسلام باشد.

Eftekhari_marjan@hotmail.com