<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای لَج‌وَر</title>
	<atom:link href="http://www.lajvar.se/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.lajvar.se</link>
	<description>آینهء دیدگاههای سیاسی و اجتماعی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 08:33:17 +0200</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.3</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای سلطانیه: اولین روز گفت‌وگوهای هسته‌ای در وین خوب و سازنده بود با admin</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1391/02/27/15957/comment-page-1/#comment-7545</link>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=15957#comment-7545</guid>
		<description>Lajvar is not with Twitter. Lajvar is with Facebook under name Lajvar Araki.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Lajvar is not with Twitter. Lajvar is with Facebook under name Lajvar Araki.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای سلطانیه: اولین روز گفت‌وگوهای هسته‌ای در وین خوب و سازنده بود با download</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1391/02/27/15957/comment-page-1/#comment-7544</link>
		<dc:creator>download</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=15957#comment-7544</guid>
		<description>whats your twitter?</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>whats your twitter?</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مسعود نقره‌کار: اپوزیسیون متوهم!؟ با داریوش</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1391/02/22/15841/comment-page-1/#comment-7541</link>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=15841#comment-7541</guid>
		<description>آقای مسعود نقره کار
به سایت بالا برورید و ببنید توهم  چیست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای مسعود نقره کار<br />
به سایت بالا برورید و ببنید توهم  چیست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای جایزه ۱۰۰ هزار دلاری شیعه آنلاین برای کشتن شاهین نجفی خواننده ایرانی مقیم آلمان با همنشین بهار</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1391/02/21/15814/comment-page-1/#comment-7540</link>
		<dc:creator>همنشین بهار</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=15814#comment-7540</guid>
		<description>سلام بر شما و بر شاهین عزیز 
- فیلم کردن دشمنان قسط و رهائی، دست انداختن‌ قاتلین زندانیان سیاسی و مدعّیان‌ دروغین دین و مذهب که با علم، پیشرفت و آزادی بیگانه اند، همان ها که به دروغ از کتاب خدا دم می‌زنند و به دلائل بسیار خصم آنند، البّته و صد البّته نیکو است ولی حساب مردم شریفی که در نبرد بین تاریکی و نور، کنار گود نایستاده، کلام خدا برایشان توجیه گر شقاوت و اسارت و ازخود بیگانگی نیست، و پیش و بعد از آخوندها نیز، باورهای خودشان را داشته و دارند و از وابستگی و واپسگرائی بیزارند ــ از مرتجعین، جدا است.
خود شاهین گفته است: «تمامی ما نیاز به وجودی ورای خویش داریم. کسی که در لحظه های تنهایی، تنهایمان نگذارد، کسی که با او راز و نیاز کنیم، کسی که خود را از او بدانیم.»
- اعتقادات سیاسی یا دینی هیچ فردی نمی‌تواند اصل آزادی بیان را که شرط امکان دموکراسی است کنار بزند، حزب و سازمان، یا مذهب و مرام است که باید اصول دموکراسی را بپذیرد، نه به عکس، 
اصل آزادی خلاقیت (که آزادی بیان تنها پرتوی از آن است)، شرط امکان دموکراسی و شرط مشروعیت یک حکومت دموکراتیک است، پس نباید با نیت جلوگیری از تمسخر و اهانت و لجن پراکنی، و یا سوءاستفاده دشمن ــ آن را محدود و مُقیّد کرد.
- آزادی بیان در یک کشور لائیک به معنای آن است که می‌توان و این حق وجود دارد که تصاویر انبیاء و اولیاء، محمد مصطفی، عیسی، موسی، بودا، یهوه و همه نماد‌های یکتاپرستی را هم ترسیم کرد. می‌توان به ریش مارکس و انگلس و به سبیل استالین و تروتسکی نیز خندید .
اما اگر برای مثال، مضمون آنچه در ترانه آی نقی آمده، حق است... به همین دلیل ــ
موشکافی در بزرگنمائی های مربوط به «هولوکاست»، جفنگ گویی های بن لادن و مصباح یزدی و کنکاش در هر ادعّای دیگری از جمله «دلائل واقعی جنگ در عراق و دروغ های بوش و بلر»... نیز، حق است و باید راه، برای زیر سئوال بردن هر آنچه حکومت ها و گروه های سیاسی می‌خواهند «این است و جز این نیست» جلوه دهند ــ هم هموار باشد، در غیر این صورت صحبت از آزادی بیان، لق لق زبانی بیش نیست.
- نه شاهین قصد تهمت و توهین به عقاید مردم میهنش را داشته و نه آن حکم کلی آیت الله صافی گلیایگانی به معنی مرتد دانستن امثال او است. 
آن حکم کلی (و البته پر از چون و چرا و قابل نقد) در همه کتب فقهی از قدیم بوده و اصلاً حرف تازه ای نیست.
- شاهین حق داشته و دارد از «حق تمسخر»  The Right to Ridicule (که در میان متفکرین عصر جدید رانالد دوارکین  Dworkin Ronald به آن اشاره نموده)، استفاده کند و منتقدین دلسوز وی نیز که خوشحالند وی رودرروی ستم و بیداد توبه فرمایان حکومتی است، حق دارند ضمن همدردی با شاهین، از او بخواهند در دستگاه مرتجعین جدید نرود. 
مرتجعین جدید که خیال می‌کنند با هیستری ضدمذهبی دشنه ارتجاع غلاف می‌شود، نه تنها مضمون ترانه پرمعنای «آی تقی» را نفهمیده اند، به نوعی دیگر آش امثال آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی را نیز،  هم می زنند.
با کمال احترام: همنشین بهار</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر شما و بر شاهین عزیز<br />
- فیلم کردن دشمنان قسط و رهائی، دست انداختن‌ قاتلین زندانیان سیاسی و مدعّیان‌ دروغین دین و مذهب که با علم، پیشرفت و آزادی بیگانه اند، همان ها که به دروغ از کتاب خدا دم می‌زنند و به دلائل بسیار خصم آنند، البّته و صد البّته نیکو است ولی حساب مردم شریفی که در نبرد بین تاریکی و نور، کنار گود نایستاده، کلام خدا برایشان توجیه گر شقاوت و اسارت و ازخود بیگانگی نیست، و پیش و بعد از آخوندها نیز، باورهای خودشان را داشته و دارند و از وابستگی و واپسگرائی بیزارند ــ از مرتجعین، جدا است.<br />
خود شاهین گفته است: «تمامی ما نیاز به وجودی ورای خویش داریم. کسی که در لحظه های تنهایی، تنهایمان نگذارد، کسی که با او راز و نیاز کنیم، کسی که خود را از او بدانیم.»<br />
- اعتقادات سیاسی یا دینی هیچ فردی نمی‌تواند اصل آزادی بیان را که شرط امکان دموکراسی است کنار بزند، حزب و سازمان، یا مذهب و مرام است که باید اصول دموکراسی را بپذیرد، نه به عکس،<br />
اصل آزادی خلاقیت (که آزادی بیان تنها پرتوی از آن است)، شرط امکان دموکراسی و شرط مشروعیت یک حکومت دموکراتیک است، پس نباید با نیت جلوگیری از تمسخر و اهانت و لجن پراکنی، و یا سوءاستفاده دشمن ــ آن را محدود و مُقیّد کرد.<br />
- آزادی بیان در یک کشور لائیک به معنای آن است که می‌توان و این حق وجود دارد که تصاویر انبیاء و اولیاء، محمد مصطفی، عیسی، موسی، بودا، یهوه و همه نماد‌های یکتاپرستی را هم ترسیم کرد. می‌توان به ریش مارکس و انگلس و به سبیل استالین و تروتسکی نیز خندید .<br />
اما اگر برای مثال، مضمون آنچه در ترانه آی نقی آمده، حق است&#8230; به همین دلیل ــ<br />
موشکافی در بزرگنمائی های مربوط به «هولوکاست»، جفنگ گویی های بن لادن و مصباح یزدی و کنکاش در هر ادعّای دیگری از جمله «دلائل واقعی جنگ در عراق و دروغ های بوش و بلر»&#8230; نیز، حق است و باید راه، برای زیر سئوال بردن هر آنچه حکومت ها و گروه های سیاسی می‌خواهند «این است و جز این نیست» جلوه دهند ــ هم هموار باشد، در غیر این صورت صحبت از آزادی بیان، لق لق زبانی بیش نیست.<br />
- نه شاهین قصد تهمت و توهین به عقاید مردم میهنش را داشته و نه آن حکم کلی آیت الله صافی گلیایگانی به معنی مرتد دانستن امثال او است.<br />
آن حکم کلی (و البته پر از چون و چرا و قابل نقد) در همه کتب فقهی از قدیم بوده و اصلاً حرف تازه ای نیست.<br />
- شاهین حق داشته و دارد از «حق تمسخر»  The Right to Ridicule (که در میان متفکرین عصر جدید رانالد دوارکین  Dworkin Ronald به آن اشاره نموده)، استفاده کند و منتقدین دلسوز وی نیز که خوشحالند وی رودرروی ستم و بیداد توبه فرمایان حکومتی است، حق دارند ضمن همدردی با شاهین، از او بخواهند در دستگاه مرتجعین جدید نرود.<br />
مرتجعین جدید که خیال می‌کنند با هیستری ضدمذهبی دشنه ارتجاع غلاف می‌شود، نه تنها مضمون ترانه پرمعنای «آی تقی» را نفهمیده اند، به نوعی دیگر آش امثال آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی را نیز،  هم می زنند.<br />
با کمال احترام: همنشین بهار</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای با مشخص شدن اختلافات فرهنگی، از دیپلمات شناگر با حلقه ای از گل در فرودگاه تهران استقبال شد! با رضا</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1391/02/06/15404/comment-page-1/#comment-7533</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=15404#comment-7533</guid>
		<description>مگه بدکرده میخواسته میخ اسلام رادرسرزمین کفر  فروکنه چشم اونایی که نمیتونن ببینن کور</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مگه بدکرده میخواسته میخ اسلام رادرسرزمین کفر  فروکنه چشم اونایی که نمیتونن ببینن کور</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای محمد قراگوزلو: مبارزه‌ی طبقاتی برای افزایش دستمزد، ۴٫ کینزینیسم و فوردیسم با خواننده9</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1391/01/30/15220/comment-page-1/#comment-7529</link>
		<dc:creator>خواننده9</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=15220#comment-7529</guid>
		<description>آیا این آقای دکتر! نمی داند که سرقت ادبی جرم است؟
ایشان با سرقت بخشهائی از یک متن، تمام انرا به نام خود به چاپ می رساند! واقعاً چرا؟ کسی که مدرک دکترا دارد آیا نمی داند که در همان محیط آکادمیک چقدر این کار قبیح است؟
هر کسی می تواند با رجوع به این متن http://www.kavoshgar.org/Translations/Bell-Cleaver-Crisis-Farsi.pdf بخصوص فصل دوم آن، براحتی ببیند که ایشان چطور سرقت ادبی کرده و بنام خود آنرا در بخش ۳ و ۴ در بخش چاپ رسانده!
حال حتی اگر نه از این متن، بلکه از متن انگلیسی آن هم این متن را ترجمه کرده باشد، بازهم حق ندارد که بنام خود آنرا منتشر کند.
اگر این متن را قبلا نخوانده بودم، فکر می کردم آقای دکتر چه آدم محققی است، حال می بینم چه سارق ادبی ماهری است!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آیا این آقای دکتر! نمی داند که سرقت ادبی جرم است؟<br />
ایشان با سرقت بخشهائی از یک متن، تمام انرا به نام خود به چاپ می رساند! واقعاً چرا؟ کسی که مدرک دکترا دارد آیا نمی داند که در همان محیط آکادمیک چقدر این کار قبیح است؟<br />
هر کسی می تواند با رجوع به این متن <a href="http://www.kavoshgar.org/Translations/Bell-Cleaver-Crisis-Farsi.pdf" rel="nofollow">http://www.kavoshgar.org/Translations/Bell-Cleaver-Crisis-Farsi.pdf</a> بخصوص فصل دوم آن، براحتی ببیند که ایشان چطور سرقت ادبی کرده و بنام خود آنرا در بخش ۳ و ۴ در بخش چاپ رسانده!<br />
حال حتی اگر نه از این متن، بلکه از متن انگلیسی آن هم این متن را ترجمه کرده باشد، بازهم حق ندارد که بنام خود آنرا منتشر کند.<br />
اگر این متن را قبلا نخوانده بودم، فکر می کردم آقای دکتر چه آدم محققی است، حال می بینم چه سارق ادبی ماهری است!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای محمد قراگوزلو: مبارزه‌ی طبقاتی برای افزایش دستمزد، ۳٫ دوران گروندریسه و کاپیتال با خواننده9</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1391/01/24/14982/comment-page-1/#comment-7528</link>
		<dc:creator>خواننده9</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=14982#comment-7528</guid>
		<description>آیا این آقای دکتر! نمی داند که سرقت ادبی جرم است؟
ایشان با سرقت بخشهائی از یک متن، تمام انرا به نام خود به چاپ می رساند! واقعاً چرا؟ کسی که مدرک دکترا دارد آیا  نمی داند که در همان محیط آکادمیک چقدر این کار قبیح است؟
هر کسی می تواند با رجوع به این متن http://www.kavoshgar.org/Translations/Bell-Cleaver-Crisis-Farsi.pdf بخصوص فصل دوم آن، براحتی ببیند که ایشان چطور سرقت ادبی کرده و بنام خود آنرا در بخش 3 و 4 در بخش چاپ رسانده! 
حال حتی اگر نه از این متن، بلکه از متن انگلیسی آن هم این متن را ترجمه کرده باشد، بازهم حق ندارد که بنام خود آنرا منتشر کند.
اگر این متن را قبلا نخوانده بودم، فکر می کردم آقای دکتر چه آدم محققی است، حال می بینم چه سارق ادبی ماهری است!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آیا این آقای دکتر! نمی داند که سرقت ادبی جرم است؟<br />
ایشان با سرقت بخشهائی از یک متن، تمام انرا به نام خود به چاپ می رساند! واقعاً چرا؟ کسی که مدرک دکترا دارد آیا  نمی داند که در همان محیط آکادمیک چقدر این کار قبیح است؟<br />
هر کسی می تواند با رجوع به این متن <a href="http://www.kavoshgar.org/Translations/Bell-Cleaver-Crisis-Farsi.pdf" rel="nofollow">http://www.kavoshgar.org/Translations/Bell-Cleaver-Crisis-Farsi.pdf</a> بخصوص فصل دوم آن، براحتی ببیند که ایشان چطور سرقت ادبی کرده و بنام خود آنرا در بخش ۳ و ۴ در بخش چاپ رسانده!<br />
حال حتی اگر نه از این متن، بلکه از متن انگلیسی آن هم این متن را ترجمه کرده باشد، بازهم حق ندارد که بنام خود آنرا منتشر کند.<br />
اگر این متن را قبلا نخوانده بودم، فکر می کردم آقای دکتر چه آدم محققی است، حال می بینم چه سارق ادبی ماهری است!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اولین گفتگوی پرویز ثابتی در برنامه افق با admin</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1390/11/23/13447/comment-page-1/#comment-7500</link>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=13447#comment-7500</guid>
		<description>ممنون همنشین بهار. این مقاله و ویدئو در سایت &quot;لج ور&quot; درج شد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون همنشین بهار. این مقاله و ویدئو در سایت &#8220;لج ور&#8221; درج شد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اولین گفتگوی پرویز ثابتی در برنامه افق با همنشین بهار</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1390/11/23/13447/comment-page-1/#comment-7499</link>
		<dc:creator>همنشین بهار</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=13447#comment-7499</guid>
		<description>پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو)
........................
سلام بر شما

ویدیوی ضمیمه به کمیته مشترک ضد خرابکاری، (مخوف ترین شکنجه گاه رژیم پیشین)، و به اداره کل سوم ساواک (همزاد پرویز ثابتی) می‌پردازد.  از شما دعوت میکنم آنرا ببینید. با کمال احترام: 
.........................
 
http://www.youtube.com/watch?v=uMAeEw5lXk4</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو)<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;<br />
سلام بر شما</p>
<p>ویدیوی ضمیمه به کمیته مشترک ضد خرابکاری، (مخوف ترین شکنجه گاه رژیم پیشین)، و به اداره کل سوم ساواک (همزاد پرویز ثابتی) می‌پردازد.  از شما دعوت میکنم آنرا ببینید. با کمال احترام:<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=uMAeEw5lXk4" rel="nofollow">http://www.youtube.com/watch?v=uMAeEw5lXk4</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای تلنگری ضروری به وجدان عمومی جامعه سیاسی ایرانی با پیام پرتوى</title>
		<link>http://www.lajvar.se/1390/11/23/13444/comment-page-1/#comment-7498</link>
		<dc:creator>پیام پرتوى</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.lajvar.se/?p=13444#comment-7498</guid>
		<description>سخت است فهماندن چیزى به کسى که بابت آن پول میگیرد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سخت است فهماندن چیزى به کسى که بابت آن پول میگیرد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

