فهیم آزاد: مخمصۀ “صلح” و درمانده‌گی حاکمیت

تا این‌ جای کار همۀ شواهد حاکی از آن است که طالبان اگر نه به تنهایی اما شریک بلامنازع قدرت در نظام سیاسی حاکم بر افغانستان خواهد شد. این دیگر یک امر قطعی و از قبل توافق شدۀ قدرت‌ها و نهاد‌های بین‌المللی از جمله دولت امریکا و شرکای بین‌المللی آن از یک طرف و همچنان روسیه و چین از جانب دیگر است؛ و آن طور که از اظهارات اخیر ضمیر کابلوف نمایندۀ خاص پوتین برای افغانستان بر می‌آید، که خود به نوعی بازتاب سیاست جدید روسیه در همراهی با چین و متحدان دیگرشان در قبال دولت افغانستان و طالبان است. دولت روسیه و متحدانش خلاف پالیسی گذشته در تعامل با دولت افغانستان به رهبری اشرف غنی، نه این که طالبان را به عنوان “یک واقعیت سیاسی جامعۀ افغانستان” که گویا بیشتر از «سه چهارم اراضی» را در زیر سلطه دارند می‌پذیرند بلکه آن را در ردیف حکومت غنی و به لحاظ سیاسی و مشروعیت اجتماعی همتا و همتراز آن به شمار می‌آورند. این به یک معنی پایان داستان قدرت غنی و ساختار سیستم سیاسی و ارزش‌های «دموکراتیزاسیون امپریالیستی» در افغانستان خواهد بود. …. (دنباله…)

شلیک به سوختبران: جرقۀ اعتراضات سراسری در بلوچستان – کمیته عمل سازمانده کارگری

شلیک به سوختبران : جرقۀ اعتراضات سراسری در بلوچستان
دوشنبۀ این هفته کشتار شماری از سوخت‌بران در مرز سراوان جرقه‌ای شد در انبار خشم تلنبارشدۀ مردم محروم استان سیستان و بلوچستان. با این تفاوت که اینبار توحش حکومت با واکنشی روبه‌رو شد که چه بسا انتظارش را نداشت. مردم منطقه #سراوان به حمایت و همبستگی از کشته‌شدگان و سوخت‌بران برخاستند. تظاهرات کردند، مجدداً گلوله خوردند و دستگیری دادند؛ با دست خالی خودروهای پلیس و ساختمان فرمانداری شهر را به آتش کشیدند و به اشغال خود درآوردند؛ چندین جادۀ‎ ترانزیتی را بستند. به فاصلۀ تنها ۲۴ ساعت، اعتراضات به شهرهای دیگر رسید و دیروز نیز مقرهای حکومتی در مناطق مختلفی به اِشغالِ موقت معترضان درآمد(حداقل دو پاسگاه پلیس در زاهدان، یک پایگاه بسیج و بخشداری کورین). علاوه بر تمام این‌ها بازاریان چندین شهر این استان نیز به نشانۀ همبستگی، کرکره‌ها را پایین کشیدند و اعتصابات نمادین به راه انداختند.
دلیل این کشتار اخیر به جاه‌طلبی سپاه برای کسب سهم سودی از دسترنج سوخت‌برانی برمی‌گردد که سابقاً همیشه با گلوله بدرقه‌شان می‌کرده. برای این تسهیمِ سود، حکومت در سال‌های اخیر طرح‌هایی را به بهانۀ ساماندهی سوخت‌بران در دست اجرا داشت که آخرینش با عنوان طرح رزاق قرار بود با گرفتن رانتی از سوخت‌برانِ محلی (تا فاصلۀ ۲۰ کیلومتری از مرز) به گروهی دست‌چین‌شده از آن‌ها مجوز عبور از مرز و فعالیت را بدهد. به راه انداختن حمام خون در نقطۀ صفر مرزی سراوان هم از هزینه‌های این ولع سیری‌ناپذیر حاکمیت برای سود بود.
خصلت تعرضی و انفجاری این اعتراضات، ویژگی سریعاً تکثیرشوندۀ آن و همبستگی شکوهمندی که در عرض فقط دو روز شهرهای مختلف سیستان و بلوچستان را درنوردید، حکایت از  یک تغییر کیفی کم‌سابقه در مبارزات محلی این استان داشت. اگر تا چند سال پیش، حرکت‌های اعتراضی عموماً از مدار شبکۀ مساجد محلی و امامان جمعه می‌گذشت و افسار کنترل‌شان در دست آن‌ها بود و جمهوری اسلامی نیز به این عاملیت مذهبی به طرق مختلف پر و بال می‌داد، اکنون چندسالی است که دیگر حرکت‌های اعتراضی را عموماً جوانان سکولار بلوچ از طریق شبکه‌سازی‌ مجازی پیش می‌برند و افسار اعتراضات خودانگیختۀ مردمی نیز از دست امامان جمعه و آخوندهای مجوزدار سنی درآمده و هر آیینه فرمانِ ایست دادن[۱]، پاسخ مثبتی از سوی معترضان نمی‌گیرد.
کابوس جمهوری اسلامی از اینکه نیروهای مذهبی و فرقه‌ای دیگر نتوانند افسار اعتراضات را در این استان به دست گیرند، تدریجاً دارد به واقعیت بدل می‌شود. در تمام سال‌های گذشته از هراس همین کابوس بود که کوچکترین تحرک مدنی جوانان تحصیل‌کرده و غیرمذهبی با مُشت آهنین پاسخ می‌گرفت[۲]. سیاستِ تقویت نیروهای مذهبی واپسگرا از سوی حکومت البته فقط مختص به بلوچستان نیست و به طرق مشابهی هم در کردستان و خوزستان پیگیری می‌شده؛ منتها به دلیل بسترهای اقتصادی و تاریخی، با سهولت بیشتری در بلوچستان پیش می‌رفته تا در جاهای دیگر.
اما اینک اعتمادبه‌نفس جوانان بلوچ و روی آوردن‌شان به سازماندهی‌های مستقل اینترنتی، برای جمهوری اسلامی گران تمام شده؛ درحالی‌که سلطۀ نیروهای فرقه‌ای و بنیادگرای مذهبی – آن هم با چراغ سبز جمهوری اسلامی- به انزوای اعتراضاتِ مردمی بلوچستان از سایر مناطق پیرامونی‌اش و کنترل راحت‌ترشان منجر می‌شد، اما برعکس هر دم تحرک فزایندۀ جوانان غیرمذهبی، سبب تعمیق ارتباط و پیوندهای اعتراضی مردم این استان با سایر مناطق کشور گشته. تلاش‌های وسیع برای پوشش اخبار این اعتراضات به زبان فارسی و تشریح دلایل شکل‌گیری این اعتراضات در شبکه‌های اجتماعی از همین دستاوردها است.
اما این تنها وجه ممیزۀ این اعتراضات نیست. درحالی که همیشه اخبار مردم بلوچستان در یک بایکوت خبری فراگیر در زبان فارسی قرار می‌گرفت، اعتراضات سراسری آبان ۹۸ با تمام خون‌هایی که از کُرد و لر و بلوچ و عرب و فارس در آن ریخته شد، واقعه‌ای بود که به معنای حقیقی کلمه همبستگی طبقاتی را –ورای دین و زبان و مذهب- به طبقۀ کارگر و محرومان کشور نشان داد و آن «درد مشترک» (فقر و استبداد) به مانند چسبی آنان را به یکدیگر پیوند داد. آبان ۹۸ با تمام تلخی‌هایش به مثابۀ نقطه‌ای درخشان در حافظۀ تاریخی مردم ثبت شده و به همین خاطر هم شاید برای اولین بار در این سطح (هرچند نمادین و ناکافی، ولی کم‌سابقه) شاهد اعلام همبستگی مردم سایر نقاط با اعتراضات محلی بلوچستان و شکستنِ بایکوتِ سابقاً وسیعش بوده‌ایم.
گرچه این همبستگی راه به خیابان نیافت، اما همدردی مردم در شبکه‌های اجتماعی را جز از دستاوردهای مبارزۀ آبان نمیتوان برشمرد. در برابر همین قدرت همبستگی بود که سناریوسازی‌های کارگردانی‌شدۀ خبرگزاری‌های امنیتی تسنیم و فارس و بیست و سی و امثالهم[۳] با مانور بر کلماتی مثل «تروریسم» و «بنیادگرایی دینی» و «تجزیه‌طلب» از کار افتاد.
اینترنت چطور چهرۀ اعتراضات محلی و سراسری را تغییر داد؟
شبکه‌های اجتماعی نه فقط نقش سانسور و قدرت رسانه‌های جریان اصلی را کمرنگ کرده‌اند، بلکه امکان روایت بی‌واسطه و دست اول از وقایع را برای مردم عادی فراهم کرده‌اند. امری که تا پیش از این ممکن نبود. از همین رو وقتی حکومت، یک منطقه را تبدیل به میدان جنگ و خونریزی می‌کند، ثبت آنی کشتار و سرکوب و دستگیری‌ها، از یک طرف باعث فشار افکار عمومی می‌شود و از طرفی ثبت مبارزاتی مثل بستن جاده و اشغال مقر‌های حکومتی و دست به دست شدن آن در سطح وسیع اعتماد به نفس بی‌سابقه‌ای به مردم می‌دهد. فراتر از این شبکه‌های اجتماعی نقش غیرقابل انکاری در سازماندهی از پایین دارند. مجموع همین عوامل باعث شده که کنترل اینترنت برای جمهوری اسلامی یک پدیدۀ حاد امنیتی شود و اقداماتی مثل:
قطع موقت اینترنت در شرایط اعتراضی
تکمیل پروژۀ شبکۀ ملی اطلاعات (اینترانت)
فیلترینگ وسیع اینترنت و شبکه‌های اجتماعی
توزیع وسیع اپلیکیشن‌های آلوده در فضای اینترنت
اجبار به نصب اپلیکیشن‌هایی با دسترسی حکومتی (مثل اپ‌های بانکی، بیمه‌ای، آموزشی، تاکسی‌های اینترنتی و …)
بزرگ‌تر کردن ارتش‌های سایبری و دخالت‌هایشان در شبکه‌های اجتماعی
بالا بُردن چندین‌بارۀ تعرفه اینترنت
همگی جزوی از یک رشته سیاست‌های واحد باشند که هدفش خلع مردم از امکانات نوپدیدی است که اینترنت در زمینۀ سازماندهی به آن‌ها داده‌.
قطع اینترنت در سراوان و چند شهر دیگر استان هم برای خفه‌ کردنِ همین توانایی سازماندهی محلی بود. این اتفاقات اگر یک درس مهم داشته باشد آن هم اینست که یافتن راه‌حل برای شرایط قطعی کامل اینترنت از اولویت‌های هر گروهِ سیاسی سازمانده‌ای است که تدارک برای آن را نباید به لحظۀ وقوعش موکول کرد[۴].
ابرقدرت‌های سرمایه‌داری جهانی و سرکوب بلوچستان
تا همین ده سال پیش، دو پارۀ بلوچستان شرقی (در پاکستان) و بلوچستان غربی (در ایران)، در معادلۀ دولت‌های مرکزی این دو کشورِ اکثراً شیعه، چیزی نبودند جز بیابان‌هایی که مردمانش با زبان و ملیت و مذهب متفاوت را باید با مُشت آهنین به فقر و محرومیت و تبعیض زنجیر می‌کردند و کَکی در هیچ جای دنیا از کسی گزیده نمی‌شد. با این‌حال شرایط جدید سرمایه‌داری جهانی و تشدید رقابت قدرت‌های جدید اقتصادی مثل چین و هند، موقعیت ژئوپلتیک بلوچستان را در ده سال گذشته دگرگون کرد. مشخصاً واگذاری بندر گُوادر (در جنوب استان بلوچستانِ پاکستان) به چین و واگذاری پروژۀ توسعۀ بندر چابهار به هند (که اهمیت زیادی برای آمریکا دارد)، وضعِ تبعیض‌آمیزِ موجود در این مناطق را به منافع این چند قطب جهانیِ سرمایه‌داری گره زد. از همین روست که حمایت این دولت‌ها از سرکوب مردم محلی، تبعیض‌ها‌، حمایت از طرد جمعیت بومی از مناطقِ تحت قرارداد، مصادرۀ اراضی و امثالهم جای تعجب ندارد. کافی است به صدماتی که صید تِرال شرکت‌های چینی به صیادان بومی بلوچ وارد کرده یا طرد ساکنان بومی چابهارِ تحت نفوذ هند نگاهی کنیم. در آن سو، در بلوچستانِ پاکستان هم تأمین منافع پروژۀ ۶۴ میلیارد دلاری «کریدور اقتصادی چین و پاکستان» به حفظ وضع موجود در بلوچستان این کشور گره خورده، به نحوی که دیگر حتی آن را کتمان هم نمی‌کنند. همین  ماه پیش، یعنی بهمن ۹۹، ژنرال ایمن بلال، بازرس کل نیروهای مرزی پاکستان در مصاحبه‌ای صراحتاً اعلام کرد که از طرف چین مأموریت یافته تا جنبش اعتراضی مردم بلوچ این استان را در عرض شش ماه سرکوب کند[۵].
در ایران هم شاهد بودیم که در اوج دعوای ترامپ و خامنه‌ای، چابهار به عنوان تنها منطقۀ کشور بود که از تحریم‌های اقتصادی آمریکا معافیت یافت. این یعنی آمریکا هم می‌داند که هرقدر هم با جمهوری اسلامی اختلاف داشته باشد، این اختلافات نهایتاً ذیل کشمکش بزرگترش با چین معنادار می‌شود. در چنین معادله‌ای است که موفقیت پروژۀ کوریدور هند-ایران-افغانستان که از استان سیستان و بلوچستان می‌گذرد (در مقابل پروژۀ کوریدور چین-پاکستان که از بلوچستانِ پاکستان می‌گذرد) برای آمریکا اهمیت زیادی دارد و به تبعش حفظ وضع موجود در سیستان و بلوچستان و قبضۀ آهنین سپاه در آن هم لازمۀ چنین موفقیتی تلقی می‌شود.
این رخدادها اگر یک چیز را ثابت کند، آن هم این است که هرگونه توهم داشتن به حمایت دولت‌هایی مثل آمریکا از مردم محروم بلوچستان همانقدر ساده‌لوحانه است که نادیده‌گرفتنِ ثبت تیتر «اوباش» در آسوشیتدپرس و واشنگتن‌پُست (روزنامۀ حامی حزب دموکرات و دولت فعلی آمریکا) در اطلاق به معترضان روزهای گذشتۀ سراوان!
مشابه همین روند شامل سایر مبارزات مردمی کشور هم می‌شود. اگر تا دیروز هم‌پیمانی ترامپ و جمهوری اسلامی را باید از خلالِ پیغام و پسغام‌هایش در تمجید از رهبران جمهوری اسلامی و ایستادنش کنار طالبان افشا می‌کردیم، امروز دیگر حمایت آشکار دولت بایدن و کارگزارانِ سیاسی‌اش از سرکوب‌های جمهوری اسلامی به قدر کافی خودافشاگر است[۶].
بنابراین حفظ استقلال در مبارزه و اتکا به اتحاد از پایین ضرورتی غیرقابل چشم‌پوشی است و چه گواهی برای این موضوع بهتر از اینکه منافع محرومان بلوچ در دوپارۀ پاکستان و ایران، امروز زیر رقابت دو قطب چین و هند-آمریکا آشکارا در مقابل یکدیگر قرارداده شده و دولت‌های در ظاهر حامی یک بخش از بلوچستان، خواهانِ سرکوب همان دست از اعتراضات در بخش دیگر بلوچستان (در کشور همسایه‌) هستند؟
انقلاب
ستم‌های چندگانۀ قومی-مذهبی-جنسیتی-طبقاتی، سیل‌ها و خشک‌سالی‌های پی‌درپی و وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی و محیط زیستی، جهنمی از استان سیستان و بلوچستان ساخته که حل آن بدون هرگونه تغییر ریشه‌ای در ساختارهای کلان اقتصادی و اجتماعی کشور (و نه فقط ساختار سیاسی جمهوری اسلامی) به طنز می‌ماند. چنین راه‌حل ریشه‌ای نام مشخصی دارد: انقلاب. سرنگونی جمهوری اسلامی تنها بخشی از این انقلاب است و نه همۀ آن؛ در عوض انقلاب، یعنی تضمین اینکه منابع عمومی جامعه از اقلیت حاکم بازپس گرفته و صرف رفع نیازهای همان اکثریتی شود که آن را رقم می‌زنند. با این فرایند و تضمین حقوق دمکراتیک اقلیت‌های ملی تحت ستم است که بلوچستان خواهد توانست از تمام عقب‌ماندگی‌هایی که تاریخاً به آن تحمیل شده، جهش کند. اعتراضات امروز سیستان و بلوچستان هم استعداد و ظرفیتش را برای این آینده نشان داد و هم تکانی بود به مایی که ضعف‌ها و کم‌کاری‌هایمان را یادآوری کند.
این بحران غیرسازمان‌یافتگی نیروهای چپ رادیکال و وظایف مغفول‌شان در حوزه سازماندهی را نمی‌توان به یکباره رفع کرد، اما در گام اول می‌توان و باید ۱-در حوزۀ همبستگی عملی با اعتراضات از داخل و خارج ۲- دفاع از حقوق دموکراتیک اقلیت‌های ملی و ۳- کمک به تشریح ریشه‌ها و راه‌حل نابرابری و ‌تبعیض ساختاری در این مناطق در کنارشان حضور داشت.
کمیته عمل سازمانده کارگری – اسفند ۹۹

ستم‌های چندگانۀ قومی-مذهبی-جنسیتی-طبقاتی، سیل‌ها و خشک‌سالی‌های پی‌درپی و وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی و محیط زیستی، جهنمی از استان سیستان و بلوچستان ساخته که حل آن بدون هرگونه تغییر ریشه‌ای در ساختارهای کلان اقتصادی و اجتماعی کشور (و نه فقط ساختار سیاسی جمهوری اسلامی) به طنز می‌ماند. چنین راه‌حل ریشه‌ای نام مشخصی دارد: انقلاب. سرنگونی جمهوری اسلامی تنها بخشی از این انقلاب است و نه همۀ آن؛ در عوض انقلاب، یعنی تضمین اینکه منابع عمومی جامعه از اقلیت حاکم بازپس گرفته و صرف رفع نیازهای همان اکثریتی شود که آن را رقم می‌زنند. …. (دنباله…)

آناهیتا اردوان: نئوفاشیسم بالاترین فشار و گنجایش سرمایه داری

سرمایه داری جمهوری اسلامی از بدو قدرتگیری از شیوه های شبه فاشیستی بهره برده است. ایدئولوژی اُمت واحد و ناسیونالیسم، از این بی شمار شیوه هاست که  به ویژه در تجلی آشکار و ویرانگر پیامدهای بحران های ساختاری سیاسی- اقتصادی به شدت بدان اتکاء میکند. ایدئولوژی امت واحد در صدد استتار تضادهای اجتماعی در جامعۀ عمیقاً منقسم است. منافع طبقه حاکم را بعنوان منافع کارگران و زحمتکشان جا میزند. واحدهای تولیدی با معرفی شهروندان به عنوان یک ملت، خانوادۀ بزرگ با سرنوشتی یکسان به نماد همکاری کارگر و کارفرما مبدل می گردد. پس همگان باید بدون چون و چرا پشتیبان یکدیگر و دولت باشند. …. (دنباله…)

وزیر بهداشت: خوزستان پر ماجرا داریم/ یکی از مرزهای خوزستان را با وجود دستور رئیس جمهوری نبستند

سعید نمکی وزیر بهداشت: اعلام کرده بودیم مرزها را ببندید هنوز یکی از مرزهای خوزستان باز است. کسانی که پروتکل‌ها را رعایت نکردند و مرزها را با وجود دستور رئیس جمهوری نبستند، آتش جدید را برافروختند …. (دنباله…)

اعمال فشار بر ناهید خداجو از طریق انسداد حقوق بازنشستگی و تهدید به ضبط وثیقه برای اجرای حکم زندان

ضابطین امنیتی و قضایی، هم جان و هم مال کارگران را نشانه گرفته‌اند تا نابود کنند. هم حداقل معاش بازنشستگی ناهید خداجو را به گرو گرفته‌اند و هم خود وی را در شرایط خطرناک کنونی میخواهند به زندان ببرند. …. (دنباله…)

بیانیه انجمن خانواده‌های جانباختگان #پرواز۷۵۲ در رابطه با گزارش سازمان ملل

بیانیه انجمن خانواده‌های جانباختگان #پرواز۷۵۲ در رابطه با گزارش سازمان ملل
متن بیانیه  به شرح زیر است:
۵ اسفند ۱۳۹۹ — امروز گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل گزارشش را در مورد سرنگون کردن پرواز PS752 منتشر کرد. مایه‌ی شگفتی نیست که جمهوری اسلامی ایران پس از ۶۰ روز به سوالات ایشان پاسخ نداده است. نکته‌ی قابل توجه این است که سازمان ملل این جنایت را در حیطه‌ی “کشتارهای خودسرانه” بررسی کرده است، که با دلیل‌تراشی ایران تحت عنوان “خطای انسانی” تناقض دارد.
گزارش خود کاملا گویاست. یک بار دیگر، یک نهاد بین‌المللی معتبر این گمانه را تقویت می‌کند که حمله‌ی موشکی به هواپیما عمدی بوده است. یک بار دیگر جمهوری اسلامی ایران به خاطر رفتار غیرانسانی و خصمانه‌اش نسبت به خانواده‌های جانباختگان و دیگر منتقدان رژیم به پرسش گرفته می‌شود. و یک بار دیگر، کارشناسان سوالات مهمی را مطرح می‌کنند که پاسخگویی ایران را در ارتکاب این جنایت مورد تردید قرار می‌دهد.
این گزارش نتیجه‌ی مستقیم همکاری متقابل انجمن خانواده‌های جانباختگان با خانم اگنس کلامار است که با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر ایشان به ثمر نشسته است. همکاری خانواده‌هایی که یافته‌های دست اول خود را در اختیار ایشان گذاشتند. انجمن خانواده‌ها از خانم اگنس کلامار و تحلیل دقیق و مسوولانه‌ی ایشان سپاسگزار است.
۱۷۶ جانباخته‌ی پرواز PS752 و به خصوص ۱۳۹ مسافری که عازم کانادا بودند شایسته‌ی دیدن رفتاری مقتدرانه از دولت خود هستند. پس از انتشار این گزارش، نوبت به دولت کانادا می‌رسد که استراتژی منفعل کنونی را تغییر دهد. خانواده‌ها از هر تلاشی که به عدالت منتهی شود فروگذار نکرده‌اند و حال نوبت دولت محترم کاناداست تا جمهوری اسلامی ایران را در دیوان بین‌المللی دادگستری به دستگاه عدالت بسپرد.

۵ اسفند ۱۳۹۹ — امروز گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل گزارشش را در مورد سرنگون کردن پرواز PS752 منتشر کرد. مایه‌ی شگفتی نیست که جمهوری اسلامی ایران پس از ۶۰ روز به سوالات ایشان پاسخ نداده است. نکته‌ی قابل توجه این است که سازمان ملل این جنایت را در حیطه‌ی “کشتارهای خودسرانه” بررسی کرده است، که با دلیل‌تراشی ایران تحت عنوان “خطای انسانی” تناقض دارد. …. (دنباله…)

آمریکا گزارش قتل جمال خاشقجی را منتشر می کند

آمریکا گزارش قتل جمال خاشقجی را منتشر می کند
کاخ سفید اعلام کرده است که گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا درباره قتل جمال خاشقجی روزنامه‌نگار منتقد سعودی به زودی منتشر خواهد شد.
جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه (۲۴ فوریه) به خبرنگاران گفت که این گزارش – که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ تهیه شد اما در اختیار عموم قرار نگرفت – را مطالعه کرده است.
او گفت قصد دارد با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی تلفنی در این خصوص صحبت کند. پیش از این دونالد ترامپ به ویژه از طریق جارِد کوشنر، داماد و مشاور ارشد خود با شخص محمد بن سلمان ارتباط نزدیکی داشت.
جن ساکی،‌ سخنگوی کاخ سفید،‌ گفت که جو بایدن فقط با ملک سلمان – ۸۵ ساله – تماس خواهد گرفت. او گفت این گزارش به زودی منتشر خواهد شد.
انتشار گزارش سازمان های اطلاعاتی درباره قتل جنجالی خاشقجی در راستای وعده جو بایدن برای بازبینی در روابط آمریکا و عربستان سعودی ارزیابی می شود.
آقای بایدن از زمان رسیدن به قدرت به همکاری آمریکا با عربستان سعودی در جنگ یمن خاتمه داده است. دولت او همچنین گروه حوثی های یمن را از فهرست سازمان های تروریستی ایالات متحده خارج کرده است.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)‌ در سال ۲۰۱۸ میلادی نتیجه گیری کرد که محمد بن سلمان با قتل جمال خاشقجی موافقت کرد و احتمالا دستور آن را نیز صادر کرده بود.
خبرگزاری رویترز گزارش داده که انتظار می رود نسخه غیرمحرمانه برآورد نهادهای اطلاعاتی آمریکا – که گفته می شود بخش عمده آن را سازمان سیا انجام داده است – روز پنجشنبه (۲۵ فوریه) منتشر شود.
جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار ۵۹ ساله که برای نشریه واشنگتن پست می‌نوشت از منتقدان محمد بن سلمان ولیعهد عربستان بود.
جمال خاشقجی روز دوم اکتبر سال ۲۰۱۸ به همراه نامزدش به کنسول‌گری عربستان سعودی در استانبول مراجعه کرده بود. نامزدش مقابل کنسول‌گری به انتظار او ایستاد اما او هرگز از کنسولگری خارج نشد. به گزارش مقامات ترکیه او ابتدا خفه شد و سپس جسدش را ۱۵ نفر در داخل کنسولگری عربستان قطعه‌ قطعه و از آنجا خارج کردند. بقایای جسد او هرگز کشف نشد.
حکومت عربستان سعودی هر گونه ارتباط بین قتل آقای خاشقجی و محمد بن سلمان را رد کرده است.
ریاض می گوید جمال خاشقجی در یک عملیات «خودسرانه» برای استرداد کشته شد و ولیعهد سعودی در آن ماجرا نقشی نداشته است. پنج نفر به جرم دست داشتن در قتل جمال خاشقجی به مجازات اعدام محکوم شدند که در پی «رضایت» دادن خانواده خاشقجی مجازات آنها به ۲۰ سال حبس تقلیل پیدا کرد.
نسخه طبقه بندی شده گزارش سازمان های اطلاعاتی در اواخر سال ۲۰۱۸ میلادی در اختیار شماری از اعضای کنگره آمریکا قرار گرفت اما دولت ترامپ در عین حال از انتشار جزئیات گزارش مذکور خودداری کرد زیرا این اقدام می توانست بر روابط نزدیک واشنگتن و ریاض، از جمله فروش تسلیحات آمریکا به عربستان و نیز همکاری دو جانبه در جنگ یمن، اثر نامطلوب بگذارد.
آوریل هاینز، مدیر جدید اداره اطلاعات ملی ایالات متحده (دی ان آی) – که هماهنگ کننده سازمان‌های اطلاعاتی این کشور است – در ماه ژانویه در یک کمیته مجلس سنا اعلام کرد که به مصوبه سال ۲۰۱۹ میلادی کنگره برای انتشار گزارش قتل جمال خاشقجی عمل خواهد کرد.
بنا بر یک متمم مندرج در لایحه بودجه نظامی سال ۲۰۱۹ آمریکا، اداره اطلاعات ملی این کشور موظف است که گزارش مذکور را منتشر کند – اقدامی که در دوران دونالد ترامپ صورت نگرفت.
اگنس کالامارد، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور قتل‌های فراقضایی در سال ۲۰۱۹ میلادی عربستان سعودی را به «اعدام عمدی و از پیش برنامه ریزی شده» آقای خاشقجی متهم کرد و خواستار تحقیقات بیشتر شد.

کاخ سفید اعلام کرده است که گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا درباره قتل جمال خاشقجی روزنامه‌نگار منتقد سعودی به زودی منتشر خواهد شد. …. (دنباله…)

دولت آمریکا در پی افزایش فشار بر ایران در شورای حکام

دولت جو بایدن بر آن است تا در همراهی با برخی دیگر از کشورهای شورای حکام آژانس فشار بیشتری بر حکومت ایران وارد سازد. موضوع بر سر افزایش میزان غنی سازی اورانیوم و ایجاد محدودیت برای بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. …. (دنباله…)

فراخوان عام! به پرونده سازی علیه دانشجویان پایان دهید!

به جعل پرونده و پرونده سازی علیه دانشجویان پایان دهید. حداقل خواست ما آزادی تمامی دانشجویان زندانی و مختومه اعلام کردن تمامی این پرونده های جعلی علیه آنان و همه فعالین و کنشگران دیگر است. …. (دنباله…)

اقدام به خودکشی یک زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ

سیامک مقیمی، زندانی سیاسی زندان تهران بزرگ در پی اقدام به خودکشی از طریق بریدن رگ دست و شکم خود به بیمارستان منتقل شد …. (دنباله…)

فرانسوی زندانی در مشهد با اتهام تبلیغ علیه نظام روبرو است

فرانسوی زندانی در مشهد ‘با اتهام تبلیغ علیه نظام روبرو است
فرانسوی بازداشت‌شده در زندان مرکزی مشهد است
وزارت خارجه فرانسه گزارش‌های مربوط به بازداشت یک شهروند این کشور در ایران را تایید کرده است. فرانسه گفته است که سفارت این کشور در تهران با فرد بازداشت شده در ارتباط است.
سعید دهقان، وکیل این مرد فرانسوی در ایران، به بی‌بی‌سی فارسی گفت که موکل او یک توریست جوان فرانسوی به نام “بنجامین” است که ۹ ماه پیش در ایران بازداشت شده است.
آقای دهقان ادامه بازداشت او را “غیرقانونی” خواند و گفت که این فرد با “اتهامات متناقض و متعارضی روبرو است.”
به گفته آقای دهقان این شهروند فرانسه در زندان وکیل‌آباد (زندان مرکزی مشهد) است و وکلای او با وجود سفرهای مکرر به مشهد اجازه دسترسی به محتوای پرونده‌اش را نداشته است.
آقای دهقان گفت که موکلش با چند اتهام عادی و امنیتی روبرو است و این سوال را مطرح کرد که “چگونه ممکن است یک توریست خارجی و جوان که اطلاع دقیقی از وضعیت سیاسی ایران ندارد به اتهامی مانند تبلیغ علیه نظام متهم شود.”
مقام‌های قضایی ایران درباره بازداشت این فرد اظهار نظر نکرده‌اند.
رویترز به نقل از یک فرد نزدیک به خانواده بنجامین گزارش داده که او ۳۵ سال دارد و هنگام پراندن یک پهپاد کوچک برای عکاسی در بیابانی در نزدیکی مرز ایران و ترکمنستان دستگیر شده است.
مقام‌های فرانسوی و خانواده فرد بازداشت‌شده به دلیل شرایط حساس ایران و تنش‌های بین‌المللی، از زمان دستگیری او سکوت کرده‌ بودند به این دلیل که می‌ترسیدند رسانه‌ای شدن آن به مذاکرات آزادی‌اش لطمه بزند.
جمهوری اسلامی ایران بارها متهم شده که با دستگیری خارجی‌ها و افراد دوتابعیتی از آنها به عنوان اهرم فشار سیاسی در روابط و مذاکرات خود با کشورهای دیگر استفاده می‌کند.
وزارت خارجه فرانسه امروز با تایید بازداشت شهروند این کشور در ایران گفت که وضعیت او را به دقت زیر نظر دارد.
این وزارتخانه می‌گوید دسترسی کنسولی به زندانی برقرار شده و مقام‌های سفارت فرانسه به صورت مرتب با او در تماس هستند.
فرد نزدیک به خانواده بنجامین به رویترز گفت که او با خودروی خود از فرانسه به ایران سفر کرده بود.
این فرد وضعیت سلامت زندانی فرانسوی در ایران را خوب توصیف کرده و گفته است که او از زمان دستگیری در ماه مه سال ۲۰۲۰ سه بار با خانواده‌اش تماس داشته که دو بار آن در چند هفته گذشته بوده است.
روز جمعه روزنامه فرانسوی فیگارو از دستگیری یک شهروند فرانسوی-ایرانی و یک آلمانی در ایران خبر داده بود اما نام آنها را منتشر نکرده بود.
تا کنون ده‌ها فرد خارجی و دوتابعیتی در ایران بازداشت و تعدادی از آنها با متهم شدن به جاسوسی به ۵ تا ده سال زندان محکوم شده‌اند.
فریبا عادلخواه، یکی از این زندانیان است که تابعیت فرانسه و ایران را دارد و حدود ۹ ماه پیش به اتهام‌های امنیتی در ایران به شش سال حبس محکوم شد. به گفته وکیل خانم عادلخواه او اکنون در حبس خانگی است.

وزارت خارجه فرانسه گزارش‌های مربوط به بازداشت یک شهروند این کشور در ایران را تایید کرده است. فرانسه گفته است که سفارت این کشور در تهران با فرد بازداشت شده در ارتباط است. …. (دنباله…)

یاسمین حنیفه آزاد شد

یاسمین حنیفه عضو شورای جبهه ی دموکراتیک ایران که در ۷ ابانماه ۱۳۹۸ در شهرستان اباده و در مسیر سفر به پاسارگاد بازداشت و شکنجه و زندانی  شده بود سر افرازانه ازاد شد. …. (دنباله…)

سی‌سخت، تهران نیست! (گزارشی تحلیلی از وضعیت واقعی سی‌سخت ۶ روز پس از زلزله)

بیشترین خسارت وارده طبیعتاً متوجه آسیب‌پذیرترین اقشار حادثه دیده یعنی طبقه ی فرودست است، آنهایی که پیش از زلزله هم از امکانات اولیه ی زیستی و رفاهی محروم بوده اند و احتمالا از این به بعد هم کمترین توجه رسانه ها و مسئولین و حتی اکثر فعالین سیاسی-اجتماعی را با خود خواهند داشت تا در بهترین حالت بتوانند به همان حداقلی گذشته بازگردند. …. (دنباله…)