تقی روزبه: «تا این جا یک به هیچ به نفع جنبش!» / هشتک اعدام نکنید! و افرایش هزینه اعدام

بی گمان وسعت استقبال از هشتک اعدام نکنید، در داخل و خارج و بازتاب داخلی و جهانی آن، رژیم را غافلگیرنمود. چه بسا اگر بر احتمال آن واقف بود به گونه دیگری این تصمیم خویش را پیش می برد. هدف رژیم هراس آفرینی در مردم است که مبادا بار دیگر بفکر تسخیر خیابان ها بیفتند ….

——————————————————-

na-be-edam-2

تا این جا یک به هیچ به نفع جنبش!
هشتک اعدام نکنید! و افرایش هزینه اعدام

۱- بی گمان وسعت استقبال از هشتک اعدام نکنید، در داخل و خارج و بازتاب داخلی و جهانی آن، رژیم را غافلگیرنمود. چه بسا اگر بر احتمال آن واقف بود به گونه دیگری این تصمیم خویش را پیش می برد. هدف رژیم هراس آفرینی در مردم است که مبادا بار دیگر بفکر تسخیر خیابان ها بیفتند و البته در واقعیت امر پنهان ساختن هراس خود از خیزش آنهاست که فی الواقع به تف سربالا تبدیل شد. اکنون با جهانی شدن این مساله و برانگیختگی افکارعمومی داخل و خارج، برسریک دوراهی قرارگرفته است:
از یکسو بسیج شدن افکارعمومی و افزایش فشارمردمی و لاجرم افزایش هزینه ارتکاب جنایت اعدام در صورتی که مرتکب آن شود و از سوی دیگر گزینه عقب نشینی که اکنون زیرذره بین جهانی قرارگرفته و حاکی از مؤثربودن اعتراضات بوده و خود هزینه سازاست. در هر صورت چه مرتکب جنایت شود و چه عقب نشینی کند برای رژیم یک قمار دو سر باخت است. یک به هیچ به سود جنبش مردم!. در هرصورت می توان گفت که حداقل هزینه اعدام و تاوانی که برای آن باید بدهد اکنون به مراتب بیشتر از قبل شده است. از همین رو احتمالا تصمیم گیری حول آن به یکی از مسائل مهم نظام تبدیل شده است که بیش از یک بار باید به عواقب آن بیاندیشد و قاعدتا باید توسط نهادهای بالای ساختارقدرت اتخاذ شود.

۲- مدل حرکت جنبش ها: در عصرنقش آفرینی جنبش ها و سازمان یابی های شبکه ای، مدل های کهن ائتلاف که مبتنی برمدل های عمودی هستند کارآئی خود را از دست داداند. این تجربه اکنون در همه جای جهان جریان دارد و سازمان ها و گروها تنها می توانند اگر بفرض زمین را مرکرعالم ندانند بسهم خود در این بستر به نقش آفرینی مثبت و از قضا مهم و دریک رابطه متقابل و سازنده به پردازند. مساله هم نه نفی سازماندهی که نوع سازماندهی است. سازمان یابی شبکه ای هم نه فقط در قلمروجامعه ثانوی بلکه در متن جامعه اولیه نیز ریشه دارد. بنابراین پیونداین دو هم از جنس عناصرمتجانس است.  در هرصورت، آن چه که این تجربه و آکسیون گسترده در جامعه ثانوی باردیگر آن را به اثبات رساند آن است که درعصرشبکه ها، اکسیون های بزرگ و معطوف به کنش مشترک میان ناهمسانان و گرایش های متفاوت و حتی چه بسا مخالف، می توانند حول یک موضوع و هدف مهم و مشترک و مسأله برانگیز و بسیج کننده بدون آن که واردائتلاف های پایدار و معنا داری با هم بشوند، بر بسترتفاوت ها و اختلاف ها، در تلاقی گاه یک موضوع داغ و مبرم اجتماعی و سیاسی، با مشارکت گسترده صورت گیرد. کنش های کوچک با ضرب درعددبرزگ می تواند در حد یک طوفان برآمدکند. بدون آن که در برابرانواع و اقسام کنش های پایدارتر و سطوح دیگرآن باشد.

۳- البته این درست است که جهان واقعی عینا جهان مجازی نیست. آنها دو چیز و دو پدیده هستند، اما بین آن ها هم دیوارچین هم وجود ندارد. همانطور که در نوشته دیگری اشاره کرده ام، جامعه مجازی در عین حال به معنی تولید ثانوی و نوینی است که در پیوند تنگاتنگ با جامعه اولیه و بخشی از فرایندپیچیده شدن آن است و یپونداین دو با پبیشرفت های بشر هر روز عمیق تر هم خواهد شد. بمدد خلق جامعه ثانوی بسیاری از کارها و اقدامات و آرزوهای متحقق نشدنی تاکنونی امکان تحقق بیشتری می یابند (‌و از قضا برای سوسیالیسم و مشارکت و اشتراک گذاری و… بیش از همه). متأسفانه بعضی ها هم چنان در نوستولوژی گذشته و بازگشت رهبری و سلسله مراتب های آن بسر می برند. چنانکه آقای فرج سرکوهی در گفتگوی با بی بی سی حول همین هشتگ از فقدان گروه ها و سازمان ها و رهبرانی صحبت ( و شکوه ) می کند که قادرند چنین آکسیونی را به صحنه جامعه واقعی ببرند ( گرچه اذعان می کند که وجود هم ندارند!). این نوع رویکردهای متاثر از نگاه عمودی به جهان، هنوز حاضربه پذیرش این واقعیت بزرگ که جنبش های جدید که هروز هم جلوی چشمانمان به نمایش در می آید- که البته محصول بلوغ فکری و عملی بشراست، بر تافتن از بازنمائی خود توسط این یا آن رهبر و این یا آن گروه و سازمان هستند. همانطور که در مقاله جنبش توفنده ضدتبعیض نژادی، ویژگی ها، و گشودن قلمروهای تازه!* آمده است:
در اصل از مهمترین ویژگی های جنبش های جدید امتناع از بازنمائی و نمایندگی شدن بشیوه نهادهای سنتی هم چون رهبری و نمایندگی و حزب و پارلمان و یا برساخت هائی مثل اکثریت و اقلیت و کلا از مناسبات و اشکال انقیادآمیزسلسه مراتبی فاصله می گیرد. دموکراسی مستقیم بیش از هرچیز با گوهراین جنبش ها خوانائی دارد و در واقع آن را از درون پارلمان ها و محدوده های رمزنگاری شده سیستم به عرصه جامعه و میادین و به متن زندگی می کشاند.
- http://taghi-roozbeh.blogspot.com/2020/06/blog-post_55.html

۴- حکومت اسلامی در مواجهه با انباشت بحران های غیرقابل کنترل و ترس از خیزش مردم خشمگین، راه خروج را در داخل هراس افکنی از طریق اعدام ها و قراردادن خویش در حفاظ امن انعقاد پیمان استراتژیک با چین و روسیه از دیگرسو می داند. اتخاذسیاست تهاجمی در عین از دست دادن کنترلش برسیرروندها و وقایع پی درپی، از سقوط شتابان ارزش پول ملی تا ناتوانی در کنترل حفاظت تاسیسات هسته ای که از بالاترین رده امنیتی برخورداراست، و تا فرودمشت آهنین  و مقابله با کرونا و… در عین اصراربرادامه همان سیاست هائی که خروجی اش به این وضعیت منجرشده است، نه فقط بیانگر آن است که قادرنیست بشیوه تاکنونی به سلطه ننگین خویش ادامه بدهد بلکه در حقیقت در حال سرعت گرفتن در منطقه کوراست. آخرین نمونه اش بستن پیمان نظامی تازه با سوریه در اوج وضعیت افلاس و ورشکشتگی اقتصادی و متزلزل شدن اقتدارامنینی اش در داخل است. با این همه علیرغم خالی بودن زیرپایش تنها راه نجاتی که برای خود متصوراست همانا فراربه جلو و اتخاذحالت تهاجمی است که البته معنائی به جز سرعت گرفتن در مسیری بن بست ندارد.
در چنین شرایطی تقویت جنبش های داخلی و گسترش حمایت های فعال بین المللی از آن اهمیت مبرمی دارد. فراخوان عفوبین المللی و ایجادهشتک میلیونی حول محکوم کردن اعدام و تداوم این نوع اعتراضات گام های عملی و کنشی مهمی است که می تواند رزیم را وادار به عقب نشینی کند و در ادامه خود تنها ابزارش یعنی سرکوب را کند و نهایتا بی اثر کند. اشباع نارضایتی ها و تجربه های اندوخته شده در بدنه جامعه و فعالین می تواند در یک پروسه از وضعیت بشدت تدافعی به وضعیت تهاجمی گذرکنند.

چنانکه در مقاله حمله به تأسیسات هسته ای نطنز و پوسیدگی رژیم! آمده است:
در چنین شرایطی که آینده طوفانی بنظر می رسد، آرایش دادن به یک جنبش گسترده توده ای، مبتنی بر استراتژی و تاکتیک معطوف به پیوندبین اعتراضات خیابان که با سونامی گسترش فقر و سقوط اقتصادی و گسترش شتابان به حاشیه پرت شدگی و وقوع حتی نیرومندتر آن ها در ادامه موج های قبلی محتمل بنظر می رسد، با جنبش های مطالباتی مؤسسات کارگری و معلمان و پرستاران و دیگر لایه های مزدوحقوق بگیر، که علیرغم همه فشارهای پلیسی و محدودیت های کرونائی اوج تازه ای پیدامی کند و جلب همراهی سایرجنبش ها اعم از جنبش زنان و دانشجویان و با مشارکت فعالین و کنشگران، برای شکل دادن به شالوده و ساختاربندی یک جنبش فراگیر و متکثر حول مطالبات کلان مشترک اهمیت راهبردی دارد؛ تا هم تیغ سرکوب رژیم کند شود و نتواند به سرعت قیام ها و شورش ها و اعتصابات را خاموش کند و هم جنبش ها بتوانند از حالت تدافعی خارج شده و به حالت تعرضی گذرکنند.

http://taghi-roozbeh.blogspot.com/2020/07/blog-post.html

تقی روزبه  ۱۵.۰۷.۲۰۲۰

——————————————————

متاسفانه بخش دیدگاه‌های این مطلب بسته است.