ارژنگ بامشاد: عقب نشینی از لبۀ پرتگاه

اکنون که عقب نشینی کنونی بر رژیم اسلامی تحمیل شده و این فشارها در دیگر عرصه ها نیز ادامه خواهد داشت، حاکمیت اسلامی از ترس موجودیتش سیاست شمشیرعریان در برابر مردم را در پیش خواهد گرفت. اگر بر سر سیاست هسته ای و خارجی میان جناح های حاکمیت اختلاف نظرهائی وجود دارد، اما وقتی پای مهار جنبش های توده ای و سرکوب حرکت های مردمی باشد، اختلاف نظر جدی ای در کار نخواهد بود. ….

با تعلیق غنی سازی بیست درصدی اورانیوم و تعلیق بخشی از تحریم ها، اجرای توافق نامه ژنو در روز دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ برابر با ۲۰ ژانویه ۲۰۱۴ آغاز شد. بازتاب گسترده این حادثه و واکنش های گوناگون نسبت به آن، نشان دهندۀ حساسیت بالای این توافق بود. اجرائی شدن توافق ژنو در شرایطی که هم در جمهوری اسلامی ، هم در آمریکا و هم در میان کشورها ی منطقه،  نیروهای پرقدرتی برای به شکست کشاندن آن تلاش می کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است . عملیاتی شدن  توافق ژنو، آغاز عقب نشینی جمهوری اسلامی از برنامۀ ماجراجویانه هسته ای است که بهترین بهانه را به اردوی جنگ طلبان داده بود تا در راستای اهداف استراتژیک شان، خواب ویران سازی ایران را در سر بپرورانند. سیاست ماجراجویانۀ هسته ای همچنین اجماع جهانی برای تحمیل تحریم ها بر ایران را بوجود آورده که بیشترین ضربات را بر مردم ایران وارد ساخت. ضرباتی که  با ویران کردن  اقتصاد ایران ، گروه گروه بر ارتش بیکاران افزود ؛ با بی ارزش کردن  پول رایج کشور، دستمزد کارگران و مزد و حقوق بگیران را نابود ساخت؛ با کمیابی دارو، مرگ و میر بیماران  و کودکان را تسریع کرد؛  دست چپاول گران اموال عمومی را برای دزدی ها کلان تحت عنوان دور زدن تحریم ها باز گذاشت و تسلط “برادران قاچاقچی” و شرکا بر اقتصاد کشور را گسترده تر ساخت.

نتایج سیاست های ماجراجویانه هسته ای مثلث حاکم ( بیت رهبری، سپاه و باند احمدی نژاد) در هشت سال گذشته ، ایران را به لبۀ پرتگاه کشانده بود. سیاستی که برای تولید چند صد کیلوگرم اورانیوم غنی شه ، چند صد میلیارد دلار هزینه روی دست مردم و اقتصاد ویران ایران گذاشت. خطر ویرانی ایران در نتیجه تحریم ها و خطر جنگ، نارضایتی عمومی در میان مردم را باعث شده بود که بصورت واکنش های خشم آگین در آستانۀ انتخابات خود را نشان داد. خطر انفجارات اجتماعی از یک سو و شورش بخشی از هیئت حاکمه، ولی فقیه رژیم را مجبور ساخت تا سیاست عقب نشنی از لبه پرتگاه را بپذیرد و  آن را “نرمش قهرمانانه” بنامد. اجرای سیاست عقب نشینی بر عهده دولت جدید گذاشته شد. اکنون که این توافق به اجرا گذاشته شده است ؛ بخشی از نیروهای مدافع سیاست های ماجراجویانه هسته ای  و بویژه جبهه پایداری و نیروهای پیرو مصباح یزدی و بخشی از باندهای مافیائی نظامی ـ امنیتی اطراف بیت رهبری، فریادشان بلند شده و از عقب نشنی خفت بار و ترکمن چای دیگر سخن می گویند و روزنامه های شان را بصورت “سیاهپوش” منتشر می سازند. رهبر رژیم نیز که در جریان کامل توافقات و عقب نشینی ها قرار دارد و بدون رضایت او، تیم مذاکره کننده نمی توانست تا این حد پیش رود، سیاست سکوت مزورانه پیشه ساخته و منتظر نتایج آن است . اما روشن است که عقب نشینی های رژیم نمی تواند تنها به عرصه هسته ای محدود بماند و برای این که کلیت تحریم ها لغو شوند و وضعیت عادی ایجاد گردد، رژیم اسلامی مجبور است در سیاست خارجی و بویژه در سیاست منطقه ای اش نیز دست به عقب نشینی های ملموسی بزند. فشار سنگین شیوخ مرتجع عربستان سعودی ، رژیم نژادپرست اسرائیل، لابی های پرقدرت این دو رژیم در آمریکا  و نئوکان های آمرکائی در این راستا ، معنا و مفهوم ویژه ای دارد.

اگر عقب نشینی های محدود رژیم، در میان بخشی از حاکمیت و بویژه در میان “کاسبان تحریم” با واکنش های منفی روبرو شده ، در میان مردم ایران با خرسندی مورد استقبال قرار گرفته است. مردم ایران از سیاست های ماجراجویانه هسته ای و سیاست خارجی غرب ستیزانۀ رژیم اسلامی هیچ نفعی نبرده و نخواهند برد. استکبارستیزی کور رژیم اسلامی که انزوای گسترده ای را به دنبال داشته و ارتباط مردم ایران را با جهان قطع کرده ،  در راستای منافع ملی مردم ایران نبوده و نیست. مدافعان سینه چاک حاکمیت سرمایه و بویژه انگلی ترین و مافیائی ترین بخش های سرمایه داری در ایران نمی توانند ادعای مبارزات ضدامپریالیستی داشته باشند. آنها که در شرایط تحریم های گسترده  و کمبود دارو در کشور، صدها اتوموبیل لوکس پورشه وارد می کنند، دغدغه شان زندگی فلاکت بار مردم نیست. آنها برای چپاول مردم دست به هر جنایتی می زنند؛ به بهانه مبارزه علیه غرب و آمریکا، سرکوب گسترده را سازمان می دهند؛ با پوشاندن لباس ملی گرائی بر پروژه عبث هسته ای، به ادامه تحریم ها برای توجیه دزدی هایشان رضایت می دهند  و با کوبیدن بر طبل ناسیونالیسم، عقب نشینی محدود کنونی را ترکمن چای دیگر می نامند تا از منافع جناحی شان حفاظت کنند. اما مردم ایران خواهان خروج از این وضعیت بشدت خطرناک و نگران کننده هستند. تعطیل کامل پروژه هسته ای رژیم اسلامی در کشوری که بر دریای نفت و گاز قرار دارد و می تواند از انرژی های باد و خورشید بیشترین استفاده را ببرد، نیز هیچ ضربه ای بر زندگی مردم کشور وارد نخواهد ساخت.

اکنون که عقب نشینی کنونی بر رژیم اسلامی تحمیل شده و این فشارها در دیگر عرصه ها نیز ادامه خواهد داشت، حاکمیت اسلامی از ترس موجودیتش سیاست شمشیرعریان در برابر مردم را در پیش خواهد گرفت. اگر بر سر سیاست هسته ای و خارجی میان جناح های حاکمیت اختلاف نظرهائی وجود دارد، اما وقتی پای مهار جنبش های توده ای و سرکوب حرکت های مردمی باشد، اختلاف نظر جدی ای در کار نخواهد بود. سخنان محمود علوی ، وزیر اطلاعات دولت جدید ، پیرامون خطر “رسوبات سوسیالیستی” نشان می دهد که جبهه سرمایه داران حاکم در برابر توده های پائین بصورتی متحد عمل خواهند کرد. جنبش توده ای مردم اگر بخواهد در برابر مشت آهنین رژیم ایستادگی کند، راهی جز متشکل کردن خود و متحد کردن تمام نیروهایش و استفاده موثر از شکاف های ایجاد شده در بالا برای پیشروی ندارد. هیچ امیدی به هیچ یک از جناح های رژیم نباید داشت. جناح های گوناگون رژیم برای حفظ حاکمیت شان و برای حفظ منافع سرمایه داران رنگارنگ، تنها  در تاکتیک متفاوت عمل خواهند کرد. این نکته را نباید از یاد برد.

سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ برابر با ۲۱ ژانویه ۲۰۱۴

متاسفانه بخش دیدگاه‌های این مطلب بسته است.