مسعود نقره‌کار: اپوزیسیون متوهم!؟

اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج کشور را دو گونه توهم زمین‌گیرتر کرده است: توهم نسبت به اصلاح حکومت اسلامی، و توهم نسبت به توانایی و جایگاه اپوزیسیون در خارج از کشور. ….

اپوزیسیون متوهم!؟ مسعود نقره‌کار
مسعود نقره‌کار

در باره ی عوامل فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و روانی زمین گیر شدن اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشور گفتنی ها گفته شده اند، در میان این گفتنی ها اما به گمان من جای دو نوع توهم خالی ست!

۱ـ  توهم نسبت به ظرفیت و توانایی اصلاح حکومت اسلامی: نشانه شناسی این توهم به آغاز قدرت گیری حکومت اسلامی بر می گردد. این توهم که بسیاری از جریان های سیاسی و فرهنگی ، و شخصیت ها و چهره ها ی سیاسی و فرهنگی مستقل مبتلایان اش بودند، همزاد حکومت اسلامی ست. این مجموعه با برداشت های تاکتیکی و استراتژیکی تا حدودی متفاوت از پدیده ی اصلاح یا رفورم دل به اصلاح حکومت اسلامی و رهبرش خوش کردند. حزب توده ایران یکی از عوامل شیوع این توهم و سرایت آن به دیگران بود. ارزیابی« توده ای ـ طبقاتی »از حکومت اسلامی و آیت الله خمینی، درک و فهم اردوگاهی از مبارزه ی ضد امپریالیستی، تز راه رشد غیر سرمایه داری ، تئوری انقلاب های ملی و رهایی بخش، شیفتگی به قدرت، وابستگی و پشت گرمی به «سوسیالیسم واقعا موجود» و ….. زمینه ها و بسترهای چنین توهمی بودند. این حزب با پروژه ای ذهنی « جبهه متحد خلق» اش را شکل گرفته و خود را آلترناتیو حکومت اسلامی می پنداشت. حزب توده ایران با قورت دادن بخشی ازرهبری و تشکیلات سازمان فداییان خلق ایران بربنیه و توانایی اش برای نشر بیشتر این توهم افزود. حزب رنجبران و تعداد دیگری ازمحافل، شخصیت ها و چهره های سیاسی چپ نیز به چنین توهمی مبتلا بودند. جریان های مذهبی ، شخصیت ها و چهره ها ی سیاسی و فرهنگی این طیف نیز اکثرا به امید اصلاح حکومت و آیت الله خمینی پا پیش گذاشتند. حتی سازمان مجاهدین خلق ایران تا پیش از آنکه آیت الله خمینی دست رد به سینه ی رهبری این سازمان بزند به راه همکاری و به امید اصلاح آیت الله و جمهوری اش حرکت کرد. بسیاری از جریان های ملی و ملی ـ مذهبی نیز به اصلاح حکومت اسلامی و رهبرش دل بسته بودند. حضور آنان در حکومت، به ویژه در دولت، با چنین امیدی صورت گرفت .نواندیشان دینی که بیشتردر عرصه ی فکر و فلسفه مشغول می نمودند نیز آرام آرام کار اصلاح طلبانه ، و توضیح و توجیه توانایی اصلاح حکومت اسلامی آغاز کردند.

با شکل گیری و نضج بنیان های نظری و سیاسی حکومت اسلامی ، و ارگان های اعمال این نظرها و سیاست ها، اصلاح نا پذیری حکومت عیان تر شد. توحش، تجاهل و جنایت های حکومت اسلامی در دهه ی ۶۰ که پیه آن ها به تن همگان خورد، اگر چه توانست برخی از جریان ها و افراد را از ورطه ی توهم اصلاح رژیم بیرون کشد اما بر« کله بتونی» ها ی این مجموعه بی تایثر بود.

فکر اصلاح حکومت اسلامی در میان برخی از روحانیون و مکلا های حکومتی ، که بیشترین شان خط امامی ها و حزب الهی هایی بودند که خود تا حدی اصلاح شده می نمودند نیز بر بستردگرگونی های سیاسی و اجتماعی اواخر دهه ی ۶۰، به ویژه نوشیدن جام زهر صلح ! توسط خمینی و مرگ اش، بتدریج پا گرفت. این نوع از اصلاح طلبی که از مسیر نوعی توسعه ی اقتصای به حوزه ی توسعه ی سیاسی و فرهنگی کشیده شد، سرانجام جنبش اصلاحات سال ۷۶ را سبب شد، جنبشی که هنوز هم به گونه ای ادامه دارد و در انتخابات سال ۱۳۸۸ در بخشی از آنچه جنبش سبز خوانده شد، خود را نشان داد. نواندیشان یا روشنفکران دینی نیز در ادامه ی تلاش های شان در تئوریزه کردن محمل های سیاسی ومذهبی این جنبش نقش خویش ادامه دادند.

در این میانه اصلاح طلبان حکومتی همراه با تبلیغ و ترویج توهم « امکان اصلاح حکومت از درون»، گاه نیز یاری رسان حکومت درتضعیف جریان ها، حرکت ها و جنبش ها ی آزادی خواه و آزاداندیش شده اند، سالیانی ست که در داخل کشور جنبش آزادیخواهانه و عدالت جویانه ی پراکنده ای که شکل سازمان یافته اش در تشکل های مدنی، دموکراتیک وصنفی ی زنان، دانشجویان ،کارگران و سایر زحمتکشان، اهل قلم ( وهنر)، معلمان ، وکلا و محافل روشنفکری امکان ادامه ی حیات یافته اند ،بین دو سنگ آسیاب حکومت اسلامی و اصلاح طلبان حکومتی قرار گرفته اند. آنچه حکومت با این مجموعه کرده و می کند اظهرمن الشمس است ،اما آنچه اصلاح طلبان حکومتی بر این مجموعه روا داشته اند پوشیده در زرورق تک و توکی شعارمدنی و مترقی تضعیف و تحریف جنبش آزادیخواهانه و عدالت جویانه بهمراه آورده است، ازجمله آسیب های توهم آفرینی این دست اصلاح طلبان: ایجاد بی اعتمادی نسبت به اصلاح یا رفورم، ایجاد نگرانی و ترس نسبت به تغییرات ساختاری و بنیادی در جامعه، ناممکن وانمود کردن انحلال و سرنگونی حکومت اسلامی، و نیزهمسنگ و همراه نشان دادن تغییر بنیادی و هر نوع انقلاب با هرج و مرج و خشونت و خونریزی ست.

جریان های سیاسی و فرهنگی، و شخصیت ها و چهره های سیاسی و فرهنگی اصلاح طلب اپوزیسیون خارج کشورنیز طی سه دهه ی گذشته عکس برگردان آنچه که در داخل کشور وجود داشت و می گذشت،بوده اند. اصلاح طلبان حکومتی در هجرت به دلیل موج مهاجرت روزنامه نگاران و متفکران شان به خارج از کشور،کمک های مالی و تبلیغاتی از سوی منابع اروپایی و امریکایی، و پشتیبانی جمهوری خواهان و سکولار های اصلاح طلب با قدرت و توانی بیش ازپیش به راه خود ادامه داده اند. .بخشی از اکثریتی ها و حزب توده ای ها و جمهوری خواهان اصلاح طلب و محافل مشابه به دنبال دیدگاه های اصلاحگرانه در مورد حکومت اسلامی به راه خود ادامه داده اند، اما این بار در معیت خاتمی و موسوی و کروبی به امید بازگشت به دوران طلایی « امام خمینی» گام می زنند.

۲ـ  توهم اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشور نسبت به خود: را نیز می باید ازعوامل مهم زمین گیر شدن اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشورتلقی کرد. توهم نسبت به توانایی و جایگاه این اپوزیسیون سبب شده است اصلاح طلبان حکومتی در خارج از کشور،که بیشترین شان تیپاخوردگان از بساط قدرت اند، بپندارند حتی می توانند از این سوی مرز حکومت اسلامی اصلاح کنند. فیل هوا کردن با حجره هایی مثل « اتاق فکر» ،« شورا» ی زیر زمینی و نیمه مجهول الهویه ومجهول الامکان”« شورای هماهنگی راه سبز امید» ، و صدورفرمان های حمله و محاصره و عقب نشینی مدنی و غیر مدنی حکومت اسلامی به اپوزیسیون داخل کشوربا « اسب تروا»و ذوالجناح ( ذوالجنا) ویا از طریق« اسکایپ های مستقر در واشنگتن دی .سی» و« صدای امریکا» و…. از وخامت حال این عزیزان خبر دارد. توانایی مالی ، تبلیغاتی و رسانه ای این بخش از «اپوزیسیون» که با کمک های بشر دوستانه ی میلیون ها دلاری کشورهایی مثل امریکا،هلند، انگلیس ، سوئد و….. تحقق یافته ،متاسفانه برتداوم و تشدید این توهم افزوده است. این جریان دسته ای از جمهوری خواهان و دیگرسکولارها را نیزبه دنبال خویش کشانده است تا با این کارعلاوه بر مخدوش کردن هرچه بیشتر مرزهای میان« پوزیسیون» و « اپوزیسیون»به مسخ جمهوری خواهی و سکولاریسم نیز مشغول باشد. این عزیزان که ناهار بازاردیروزشان « اتاق فکر» و پند و اندرز به ولی فقیه و شرکت شان در معرکه « انتخابات» بود و تحریم کنندگان را لعن و نفرین می کردند امروز مهار گسیخته به دنبال تحریم نمایش های انتخاباتی و پهن کردن بساط معرکه ای دیگر به نام «انتخابات آزاد» زیر سایه ی حکومت اسلامی اند.

بحث و تلاش برای برپایی یک «ائتلاف سیاسی یا وفاق ملی »، « کنگره ملی»، «دولت و پارلمان در تبعید»، « پارلمان ایرانیان مهاجر و تبعیدی» و آلترناتیو سازی-ـ که از حدود سه دهه قبل در خارج از کشور مطرح بوده است ـ این بار توسط اصلاح طلبان ، جمهوری خواهان، شبکه سکولارهای سبز(که بنده هم افتخار همکاری با این شبکه را دارم) ، سلطنت طلبان و محافل و افراد دیگر رونمایی شده اند. بدون تردید اگر هدف از این بحث ها الترناتیو سازی برای حکومت اسلامی نباشد و بیشترگرما بخش کنفرانس ها و سمینارها و برنامه های رادیو و تلویزیونی و پالتاکی باشند ، بی اشکال، مفرح و چه بسا آموزنده اند، اما پافشاری برعملی کردن تاثیرگذاراین ایده ها در خارج از کشوربا هدف شکل دهی آلترنایتو دموکراتیک حکومت اسلامی در شرایط کنونی غیر واقعی و خوش خیالانه است. نوعی پروژه ی« همه با هم» نیز که محوری ترین پروژه ی کنفرانس« پروژه محور» واشنگتن دی.سی بود،نشانه ای دیگر از توهم گفته شده است.چنین نسخه پیچی هایی به ویژه در جوار اصلاح طلبان حکومتی با توجه به توانایی، ظرفیت و میزان سازمان یافتگی اپوزیسیون واقعی حکومت اسلامی در خارج از کشوردر مقایسه با توانایی و امکانات اصلاح طلبان حکومتی، در خوشبینانه ترین حالت بدل کردن بخشی از اپوزیسیون به نردبان اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود.اینکه بتوان ازدل سمینارهایی مثل« کنفرانس استکهلم و واشنگتن دی. سی » و امثالهم آلترناتیو و بدیل وجایگزین دموکراتیک برای یکی از قدرتمند ترین ووحشی ترین دیکتاتوری های مذهبی،، آن هم در خارج ار کشور تولید کرد نه فقط توهم پراکنی که هدر دادن انژری و امکانات بخشی از اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشور است. این کنفرانس ها که در آغاز نوید درک و فهم مدارا و تحمل در میان اپوزیسیون با خود داشتند،تکرارشان صحنه های ارضای روانی ـ آکادمیک بخش کوچکی از اپوزیسیون خارج از کشور شده اند.

سوی دیگر سرنگونی طلبان و انحلال طلبان در خارج از کشوراند، که گونه ای دیگر توهم نسبت به خویش بروز می دهند.قوی ترین سازمان سیاسی مخالف حکومت اسلامی در این طیف سازمان مجاهدین خلق است ، این سازمان اگر چه قدرتمند ترین « آلترنایتو» حکومت اسلامی را حدود سی سال قبل در خارج از ایران شکل داد ، اما متاسفانه هنوز در توهم وعده های « ۲ ماهه » و « یک ساله »سرنگونی حکومت اسلامی وجایگزینی مجاهدین خلق با شورای ملی مقاومت و کابینه اش به جای حکومت اسلامی به سرمی برد.همین بلیه دست از سر ده ها جریان کوچک چپ رادیکال و جریان های کارگری و کمونیستی با « آلترناتیو کارگری ـ-سوسیالیستی» شان، وطیف های رنگارنگ سلطنت طلب بر نداشته است. جریان هایی که گاه خود را به تنهایی آلترناتیو حکومت اسلامی می پندارند.

چه باید کرد؟
اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشور می باید حوزه ی وظایف و رسالت خود بشناسد و واقعی با توانایی و ظرفیت خود برخورد کند.اپوزیسیونی که تجربه سه دهه ی گذشته نشان داده است استارت موتورش در داخل ایران است و تاحکومت قتل عام نکند،یا حرکت و جنبشی از سوی مردم برپا نشود نای تکان خوردن ندارد و…… اپوزیسیونی که طی ۳۳ سال حتی یک تشکل دموکراتیک پایدار حول یک خواست گروهی و صنفی مثل تشکل حمایت از پناهندگان ایرانی یا تشکل اهل قلم تبعیدی حول آزادی بیان وقلم نتوانسته شکل بدهد، و ازدل همایش های نسبتا بزرگ سیاسی اش جریان هایی مثل «اتحاد یا سازمان جمهوریخواهان ایران» متولد شده اند و نخبه گان « آلترناتیو ساز و پروژه دان»اش در دو سه کنفرانس اخیرجمع زده شدند و….. اپوزیسیونی که حزب توده و سازمان فداییان اکثریت و اتحاد و سازمان جمهوری خواهان از یک سو، و حزب کمونیست کارگری و دیگرسازمان های فدایی و چند حزب و جریان منطقه ای ، وجریان هایی اصلاح طلب سازمان های سیاسی فعال اش هستند و قدر قدرت ترین سازمان سیاسی اش سازمان مجاهدین خلق است و…. اپوزیسیونی که میان داران اش اصلاح طلبانی شده اند که از خارج از کشورنیز به دنبال «تغییر سازنده» با عنایت به بازگشت به دوران طلایی امام خمینی ، واجرای بدون تنازل قانون اساسی حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه اند و…….اپوزیسیونی که بخشی از آن می پندارد می تواند با چنین اصلاح طلبانی « آلترناتیو» بسازد و به خاطرچنین پنداری نقش جاده صاف کن این جماعت برای رسیدن به دروان طلایی یک از بزرگترین جنایتکاران تاریخ بشریت بازی می کند وبرای این شاهکارو کشف پروژه ی های کشف شده به خودش مدال و سردوشی می دهد و……..چنین اپوزیسیونی چگونه می تواند برای حکومت اسلامی آلترناتیو یا بدیل و جایگزینی دموکرات بسازد؟ و به راستی چگونه می توان با این مجموعه ی گفته شده، و بدون حضور جریان های سیاسی دارای پایگاه اجتماعی و فعال در سطح جامعه برای حکومت آدمخوار آن جامعه، آنهم بیرون از مرزهای جغرافیایی اش جایگزین و بدیل انسانی و دموکراتیک ساخت؟

وظیفه و رسالت اپوزیسیون حکومت اسلامی در شرایط کنونی آوازه گری با بحث های ذهنی و آکادمیک آلترناتیوسازی ، بدیل و جایگزین ساختن برای حکومت اسلامی در بیرون از مرزهای کشور، آن هم با حضور اصلاح طلبان حکومتی نیست.این اپوزیسیون می باید مستقل از جریان اصلاح طلبی حکومتی، و به اندازه ی ظرفیت و توان اش گام بردارد،ووظایف و رسالت یک اپوزیسیون دموکرات حکومت اسلامی ی ضد دموکراتیک پیش ببرد. کاری که اپوزیسیون واقعا موجود حکومت اسلامی در خارج از کشور طی سی و سه سال گذشته در مقاطعی کوتاه انجام داده است. اپوزیسیون در خارج از کشور نیازمند بازنگری و بررسی ضعف ها، لغزش ها و خطاهای اش در سه دهه گذشته، و تلاش پیگیرانه در راه تحقق موارد زیر است :
۱ـ سامان دادن تشکل های دموکراتیک ، صنفی و گروه های اجتماعی مختلف، که اصلی ترین وظیفه آ نها یاری رساندن به تشکل ها و نهادهای های مشابه در ایران باشد.(تشکل دانشجویی، تشکل زنان، تشکل کارگری، تشکل اهل قلم، تشکل هنرمندان، تشکل روزنامه نگاران و کارکنان رسانه های سمعی و بصری،تشکل های حقوق بشری ، تشکل استادان وکارکنان دانشگاه ها و…)

۲-ـ شکل دهی تشکلی سراسری، فراگیر و دموکراتیک حول خواست هایی دموکراتیک مثل آزادی دگراندیشی سیاسی و عقیدتی ،آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،نفی شکنجه واعدام و سنگسار، آزادی احزاب و سازمان های سیاسی، و نهادهای مستقل از دولت و حکومت، انتخابات آزاد و…

تشکلی که بتواند موارد زیر را سازمان یافته و با برنامه پیش ببرد:
الف : تداوم با برنامه و سازمان یافته ی افشای جنایت های حکومت اسلامی علیه بشریت و تلاش برای برپایی دادگاه های بین المللی برای محاکمه حضوری و یا غیابی رهبران جنایتکار این حکومت .

ب-ـ حکومت اسلامی در طول سی و سه سال گذشته به جنایت ها و ترفندهای زیادی برای تضعیف اپوزیسیون خارج از کشوردست برده و لطمه های زیادی به این اپوزیسیون زده است. شناسایی تروریست ها وعوامل حکومتی و نیرنگ های حکومت در خارج ازکشور، و افشا و فاصله گرفتن از افراد و نیروهایی که به نام « اپوزیسیون» در راستای تقویت و تداوم حیات حکومت اسلامی و مخدوش کردن مرز های میان « پوزیسیون» و« اپوزیسیون» عمل می کنند،از وظایف اپوزیسیون در خارج از کشور است.

ج-ـ افشای نظرها، سیاست ها و رفتارهای ضد انسانی و ضد دموکراتیک حکومت اسلامی ، که نقض آشکار حقوق بشر و تبعیض در همه ی عرصه های اقتصادی،فرهنگی، دینی، زندگی فردی و اجتماعی مردم ایران، و نیز گفتار و کردارش درعرصه ها ی سیاست خارجی، سیاست هسته ای، رفتار با ایرانیان گریخته از وطن، و نیز با مهاجران و پناهجویان به ایران ـ مانند رفتارضد انسانی حکومت اسلامی با پناهندگان و مهاجران افغانی ـ می توانند نمونه هایی باشند.

د-ـ در خواست از دولت ها (یا حکومت ها) در سطح جهانی برای اعمال تحریم سیاسی و فرهنگی و نظامی حکومت اسلامی

و-ـ برپایی یک تشکل یا نهاد سرتاسری برای یاری رساندن به پناهندگان و مهاجرانی که به اجبار ترک وطن کرده اند.

ر ـ تقویت رسانه های اینترنتی، وسمعی و بصری و نشریات آزادیخواه و آزاداندیش در خارج از کشور.

۳ـ تلاش برای شکل دهی گروه بندی ها یا بلوک هایی از احزاب، سازمان ها و جریان های سیاسی ی که نظر گاه های سیاسی ی نزدیک به هم دارند . برای نمونه ده ها سازمان و گروه چپ در خارج از کشور وجود دارند که می توانند با اندک فاصله گیری از فرقه گرایی ، حول گروه بندی یا بلوک چپ دموکرات، چپ رادیکال« انقلابی» و…گرد هم آیند. وهمین گونه می توانند عمل کنند جریان هایی که با عنوان های کارگری و کمونیستی ،ملی گرایی، جمهوری خواهی، سکولاریسم ،سلطنت طلبی ،منطقه ای« قومی»و…… فعالیت می کنند.

پس از شکل گیری این گروه بندی ها و بلوک ها گام بعدی ائتلاف سیاسی وسیع این گروه بندی ها و بلوک های سیاسی می تواند باشد. این ائتلاف تحت هر نام و عنوانی، نخ تسبیح اش می باید خواست و تلاش در راه سرنگونی یا انحلال حکومت اسلامی، برپایی حکومتی مردمسالار، جدایی دین(ومذهب) از حکومت و پایبندی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشرباشد .هدف ائتلاف می باید یاری رساندن به حرکت ها و جنبش های آزادیخواهانه و عدالت جویانه در داخل کشورباشد، حرکت ها و جنبش هایی که در راستای تحقق خواست های گفته شده مبارزه می کنند.

——————————————————-
منبع: ویژه خبرنامه گویا
http://news.gooya.com/politics/archives/2012/05/140361.php

  1. ۱ دیدگاه برای “مسعود نقره‌کار: اپوزیسیون متوهم!؟”

  2. توسط داریوش در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ | پاسخ

    آقای مسعود نقره کار
    به سایت بالا برورید و ببنید توهم چیست

ارسال دیدگاه