صادق کار: بخشش از جیب طبقه ی کارگر ایران!

درحاشیه ی حمایت دبیرکل خانه ی کارگر از جنایات دیکتاتور سوریه

بر اساس گزارشی، که در روز جمعه ١١.٣٠.٩٠ در خبر گزاری کار ایران (ایلنا ) منتشڕ گردیده، علیرضا محجوب دبیرکل تشکل حکومتی خانه کارگر جمهوری اسلامی، طێ دیداری که اخیرا با رییس پارلمان رژیم حافظ اسد در دمشق داشته، بنام ملت و طبقه کارگر ایران، از دیکتاتوری حاکم بر سوریه، بدون قید و شرط حمایت کرده است. علی رضا محجوب در این ملاقات “همبستگی ملت ایران و طبقه کارگر را با ملت سوریه در برابر فشار‌ها اعلام کرد و از نقش سوریه در مقاومت و ایستادگی‌اش در برابر استکبار و امپریالیسم جهانی تقدیر کرد”.
در این دیدار محجوب با اشاره به عمق روابط ویژه میان دو کشور، دو ملت و دو دوست بر ضرورت تقویت و هماهنگی اقدامات مشترک دو کشور در محافل بین المللی تاکید کرد.
دبیرکل خانه کارگر ایران همچنین تاکید کرد که آگاهی ملت سوریه و تاریخ مبارزاتی و تدبیر رهبرانش نشان می‌دهد که آن‌ها قادر به عبور از بحران کنونی و بیرون آمدن از آن با قدرت هستند.
در این دیدار‏ سفیر ایران در دمشق، رئیس اتحادیه عمومی سندیکاهای کار سوریه و تعدادی از اعضای پارلمان حضور داشتند. ”

علیرضا محجوب درست در شرایطی به حمایت و اعلام همبستگی با رژیم دیکتاتوری حاکم بر سوریه بر خواسته است که مبارزات مردم این کشور برای رهایی از یوغ دیکتاتوری در چند ماهه اخیر اوج گرفته و تنها در این مدت صدها نفر از مردم سوریه در اثر یورش و تیراندازی ماموران امنیتی رژیم به تظاهرات مسالمت آمـیز مردم کشته شده و هزاران نفر دیگر مجروح یا زندانی شدهاند و جنبش سبز و سایر نیروهای دمکراتیک در ایران نیز به اشکال گوناگون تاکنون از اعتراضات مسالمت آمیز و مطالبات دمکراتیک مردم سوریه علیه رژیم دیکتاتوری حاکم بر سوریه حمایت نموده و همبستگی خویش با اپوزسیون ترقی خواه سوریه را نشان دادهاند.
اتحادیه عمومی کار سوریه (تشکل کارگری وابسته به حکومت سوریه) – که رئیس آن در داین دیدار حضور داشته – طی دهه های گذشته به مانند خانه کارگر جمهوری اسلامی نقش غیرقابل پنهانی در سرکوب سندیکاها و تشکل های کارگری توسط رژیم های دیکتاتوری در ایران و سوریه داشته و علاوه بر آن به اشکال گوناگون و با طڕح ترفندهایی مانند اتحادیه کارگران مسلمان و غیره به تفرقه و جدایی در میان کارگران منطقه و جهان مشغول بوده است. اتحادیه عمومی کار سوریه کم و بیش تشکلی وابسته به حکومت سوریه و مشابه خانه کارگر است و هر دو آنها اهداف و برنامه های دولتهای حاکم را دنبال می کنند. این تشکر همواره تلاش کرده است تا خانه کارگر را در سطح منطقه و بین المللی از انزوا خارج کند. بدون تردید، بدون حمایت و زد و بند اتحادیه عمومی کار سوریه، عضویت خانه کارگر در فدراسیون سندیکایی جهانی میسر نمی شد. یکی از توجیهات پذیرش خانه کارگر در این تشکل جهانی، توهم ضدامپریالیستی بودن حکومت ایران در میان تعدادی از اعضا فدراسیون سندیکایی بود. نمایندگان سوریه در رهبری این فدراسیون با دامن زدن به این توهم و ضدسرمایه داری معرفی کردن رژیم ایران و نقش خانه کارگر در ایران که البته با صحنه سازی های سازمان اطلاعات ایران به هنگام سفر هییت های نمایندگی فدراسیون تکمیل می شد، نقش درجه اول را بعهده داشتند و خانه کارگر و جریان حاکم در ایران بنا بر دلایلی که گفته شد، مدیون سوری ها بودند.

اکنون که رژیم سوریه هم در داخل و هم در سطح جهانی برای کناره گیری یا انجام اصلاحات دمکراتیک تحت فشار شدید قرار دارد، منطق چنین مناسبات ایجاب می کند که دبیر کل خانه کارگر نیز درست در چنین شرایطی به صحنه بیاید و در کنار و همزبان با جریان حاکم در ایران از نظام استبدادی حاکم بر سوریه و جنایات آن علیه مردم سوریه زیر عنوان «همبستگی ملت ایران و طبقه کارگر با ملت سوریه در برابر فشار‌ها» حمایت و از نقش سوریه در مقاومت و ایستادگی‌اش در برابر استکبار و امپریالیسم جهانی» تقدیر و دفاع نماید.
در ماه گذشته نیز محجوب در کنگره (حزب اسلامی کار) درست در اوج نارضایتی کارگران از سیاست های سرمایه سالارنه حاکم و استبداد فقاهتی و در حالیکه موجی از بازداشت و محاکمه رهبران واقعی جنبش سندیکایی توسط قوه قضاییه تحت فرمان خامنهای در حال انجام بود، بجای پرداختن به این مسایل و دفاع از مطالبات و اعتراضات کارگران و فعالان کارگری زندانی، در حزب اسلامی کار بار دیگر درست با همان قاطعیتی که در پارلمان سوریه از رژیم حاکم بر سوریه دفاع کرد، به دفاع از ولی استبداد مطلقه در ایران پرداخت.

علی رضا محجوب، بنام دبیرکل خانه کارگر، تشکل کوچکی که تعداد اعضای واقعی آن حتی به هزار نفر هم نمی رسد، البته حق دارد نظرات خویش و تشکلی را که نمایندگی می کند در هر جا که خواست مطرح و از هر کس که مایل بود دفاع کند. اما او به هیچ وجه نمی تواند بنام طبقه کارگر و مردم ایران سخن بگوید. زیرا که نه به کارگران و مردم در هیچ مجمع یا انتخابات واقعی اجازه شرکت کردن داده شده که ایشان نیز در کنار آقای محجوب خود را به رای کارگران و مردم بگذارند تا معلوم شود نمایندگان و سخنگویان واقعی مردم در مجامع و نهادهای داخلی و خارجی چه کسانی هستند و نه کارگران چنین وکالتی را به ایشان دادهاند. در واقع، نمایندگان واقعی کارگران و مردم همان های هستند که در زندانها و در جامعه به دفاع پیگیرانه از حقوق کارگران و جامعه مشغولند و بخاطر آن تاکنون تاوانهای زیادی را متحمل شدهاند.
مشروعیت نمایندگان حقیقی و حقوقی کارگران ایران را مجامع عمومی سندیکاهای کارگری واقعی تعیین میکنند، نه دولت و یا صرف عضویت با زدوبند در یک نهاد جهانی سندیکایی که با زیر پا نهادن بدیهی ترین پرنسیب و اصول کار سندیکایی و جذب ماموران امنیتی دولتهای استبدادی، به اصطلاح ضدامپریالیست، آبرو و حیثیت خویش را نیز به باد فنا می سپارند. رژیم ایران یک رژیم سرمایه داری وحشی و خودکامه است که بیشترین دلایل نزدیکی و دوستی با امپریالیست ها را دارد. این را هر کس تاکنون نفهمیده باشد، اگر پای منافع در کار نباشد، حتما در مورد این مفاهیم دچار کج فهمی است. البته در مورد آقای محجوب، قطعا مورد نخست صآدق است.

اگر آقای محجوب تصور می کنند با جا خالی دادن از موضع گیری در قبال مطالبات و حقوق کارگران و طرح حرفهای ضدامپریالیستی دهن پرکن و حمایت از رژیم ها استبدادی می تواند موقعیت متزلزل خود را استوار کند، سخت در خطا قرار دارد، این موضع گیری ها امروز دیگر افراد زیادی را فریب نمی دهند. طبقه کارگر و مردم ایران در پی گذشت زمان و کسب تجربه بیش از پیش به ماهیت دروغین این جریانات پی برده و راه وروش خویش را از آنها جدا کردهاند. این جدایی را امروز به وضوح حتی می توان در بدنه خانه کارگر مشاهده کرد. جامعه ایران با شتاب در حال تغییر و تکامل است و با گذشت زمان افراد بیشتری از جامعه با این فرایند همراه می شوند. حتی آنهایی نیز که تاکنون مامور بودند و معذور، دارند به این نتیجه می رسند که زودتر تکلیف خویش را مشخص کنند. اما بنظر می رسد که آقای محجوب هنوز ترجیح می دهد، همچنان مامور و معذور باقی بماند.

صادق کار

ارسال دیدگاه